لوگوی ایستانما

نگاهی به آثار راجر ویلند: ایده‌های شاهکار، اجراهای شاهکار

دسته بندی :پایگاه دانش, زیر ذره بین ۲۵ مرداد ۱۴۰۰ شبکه‌ی ایستانما 1152

علت علاقه ما به لوازم تحریر چیست؟ چه کششی در مقواها، کاغذها و مدادهای رنگی وجود دارد که به محض دیدن آن‌ها دلمان ‌می‌خواهد همه شان را بخریم و به خانه بیاوریم؟ آیا این کشش ‌می‌تواند ربطی به ماده اولیه تمام این لوازم، یعنی درخت داشته باشد؟ وقتی به مقوا و مداد رنگی با بافت چوبی و آن رنگ‌های زنده و جذاب نگاه ‌می‌کنیم انگار که هنوز صدای بالا رفتن آب از آوندهای درختان و حتی صدای پرندگان و سنجاب‌ها را از داخل آن ‌می‌شنویم. چیزی در لوازم تحریر هست که ما را به جنگل و رودخانه ‌می‌‌برد و ریه‌های ما را پر از اکسیژن لذت ‌می‌‌کند.

 

 

وقت آن است که پس از بررسی آثار یان شوانکمایر در بخش اینفلوئنسرشناسی شبکه ایستانما با آثاری دلسرد کننده و سیاه، به دنیایی پر از رنگ و نور و شادی برویم. دنیایی که در آن نوشت افزار نقش اصلی را بازی ‌می‌کند.

اقیانوسی از ایده:

دلتان ‌می‌خواهد آنقدر قوه تخیل‌تان قوی باشد که وقتی کتابی ‌می‌خوانید، واقعا به درون کتاب بروید و با کاغذها و نوشته‌ها برخوردی نزدیک از نوع سوم داشته باشید؟ دوست دارید که کاراکترهای کتابتان از درون صفحات کتاب زنده شوند و به شکل سه بعدی راه بروند و با موسیقی و رنگ و نور پیش چشمان شما به رقص درآیند؟ اصلا می‌توانید تصور کنید قیچی‌ای که وجود ندارد بتواند علف‌های کاغذی را کوتاه کند؟

در ویدئوهای انیماتوری که در این مقاله معرفی ‌می‌کنیم، یک بچه کوچک ‌می‌تواند با حکمرانی بر شهری شلوغ، سرزمین خود را از حمله نیروهای اهریمنی نجات دهد و آرامش را به شهر بازگرداند. درست است که این سرزمین به طور کلی لگویی است، ولی باز هم داستان نجات شهر به دست این بچه خردسال جالب و هیجان‌انگیز است.

ویدئوهای راجر ویلند، این سالار انیمیشن‌های کتاب و لگو، سرشار از روشنی و سرور است. بوی طبیعت، آفرینش ارگانیک و غیر ماشینی، و حال و هوای کلاس‌های درس، از دستاوردهای استاپ موشن‌های نوشت افزاری راجر ویگر است که ‌می‌تواند به طرفداران استاپ موشن کمک کند که برتری این تکنیک را به رخ طرفداران انیمیشن‌های رایانه‌ای بکشند.

یادتان باشد هرجا خواستید راجع به برتری استاپ موشن به سایر تکنیک‌ها حرفی بزنید، مخالفان را با صفحه اینستاگرام راجر تنها بگذارید. خودشان قانع ‌می‌شوند که استاپ موشن حیرت انگیز است.

تبدیل کاردستی‌های مهدکودک به آثاری درجه یک

ویدئوهای راجر بسیار سهل و ممتنع به نظر می‌رسند. زیرا با همان روشی ساخته می‌شوند که ما از بچگی در کودکستان و در زمان فراغت خود عاشقانه انجامش می‌دادیم و از آن لذت می‌بردیم، یعنی نقاشی کشیدن و بریدن مقوا و چسباندن و کولاژ شکل‌ها. حالا راجر با همان فرمت، ویدئوهایی شگفت‌انگیز و موفق ‌با استانداردهای جهانی می‌سازد. استفاده از علایق کودکی و تبدیل آن به کسب و کاری پردرآمد، کاری‌ست که تنها یک نابغه از پس آن بر‌می‌آید.

بیوگرافی راجر ویلند (Rogier Wieland)

در سال ۱۹۷۴ در شهر آرنهم (Arnhem) هلند زاده شد. او در رشته گرافیک در دانشگاه هنرهای زیبا (Royal Academy of Fine Arts) در شهر هاگ (Hague) درس خوانده و در سال ۲۰۰۰ از آن فارع التحصیل شد‌ه‌است. راجر پس از کسب تجربیاتی به عنوان گرافیست، بالاخره تصمیم گرفت در اینستاگرام کسب و کار شخصی خود را را‌ه‌اندازی کند و به صورت خویش‌فرما یا همان فریلنسر در حوزه انیمیشن به عنوان انیماتور و کارگردان کار کند. او با تلاش و پشتکار خود توانسته اکنون تبدیل به اینفلوئنسر محبوبی در پلت‌فرم‌های مجازی شود و از بنگاه‌های اقتصادی بزرگ سفارش کار بگیرد.

راجر با توجه به رزومه کاری خود و ویدئوهایی که ساخته، در چند فستیوال فیلم به عنوان سخنران ورک شاپ سخنرانی کرد‌ه‌است :

  • PINC (Zeist 2008)
  • Papier Hier (Amsterdam 2010)
  • Graphic Design Festival Breda (2010)
  • Cinetoko (The Hague 2011, 2013 and 2016)
  • Playgrounds Ses- sion (Breda 2017)

آغاز راه راجر:

اولین کار راجر مجموعه استاپ موشنی ۱۲ قسمتی به نام (Videowall#1) است که برای تاتر اشتاد شوبرگ (Stads- schouwburg Utrecht) در سال ۲۰۰۵ ساخته‌است. این نخستین تجربه راجر، به خاطر مهارت و دقت او تبدیل به موفقیتی بزرگ شد و نام راجر را در میان هم صنف‌های خود پرآوازه کرد. این مجموعه شامل ۱۲ ایده کوتاه و بسیار درخشان است که شهرت خوبی برای راجر به ارمغان آورد.

نحوه ساخت مجموعه کارهای ویدئو وال به این صورت است که ابتدا از کاراکترها عکاسی شده و پس از پرینت گرفته شدن، روی مقوا چسبانده شده و دور عکس‌ها بریده شده‌اند.

در مرحله عکاسی نیز عکس‌ها یکی پس از دیگری در زمینه کار قرار داده شده و عکاسی شد‌ه‌اند. سپس تمامی این عکس‌ها در کنار هم قرار گرفته و پخش ‌می‌شوند.

چرا مقوای رنگی؟

در کششی که نسبت به مقوا و به طور کلی نوشت افزار وجود دارد شکی نیست. چند علت ‌می‌توان برای این حس خوب و کشش بیان کرد:

  1. بوی خوب لوازم تحریر
  2. رنگهای شاد
  3. حس خوب آفرینش

نخست آن که کتاب و کاغذ حتی اگر کهنه هم باشند باز هم همان بوی نوستالژیک خود را به همراه دارند. این بوی خوب حتی در ویدئوهای راجر و تمامی ویدئوهای استاپ موشن کات اوت به مشام ‌می‌رسد و ما را مجذوب خود ‌می‌کند.

همچنین کمپانی‌های ساخت لوازم تحریر سال‌هاست که برای فروش بیشتر، رنگ‌ها و جذابیت‌های بیشتری را به محصولات خود اضافه ‌می‌کنند و در این راه حتی دست به دامان فناوری نانو هم شد‌ه‌اند تا بتوانند کیفیت کالاهای خود را افزایش دهند. علت علاقه کودکان و حتی بزرگسالان به انیمیشن، رنگ‌ها و نورهای شاد و مفرح آن است. برای همین است که فروشگاه‌های نوشت افزار ما را به یاد انیمیشن‌های شاد و جذاب والت دیزنی می‌اندازد و همان ذوق و شوقی را که در کودکی در ما ایجاد ‌می‌شد، تداعی ‌می‌کند.

ویدئوهای راجر ما را به دنیای زیبایی ‌می‌برد که در آن رنگ‌های شاد جلوی چشمان ما ‌می‌رقصند و دنیای زیبایی را برایمان به تصویر ‌می‌کشند.

◊ یکی دیگر از جذابیت‌های مقوای رنگی برای ما این است که می‌توانیم برای پاسخ به نیاز فطری خود به آفرینش، به عنوان یک ماده خام منعطف و راحت از آن برای آفرینش کارهای زیبا و ساده استفاده کنیم. ساخت روزنامه دیواری که از قدیم با آن مانوس بودیم، تابلوهای کات‌اوت، کارت پستال‌های زیبا و رنگارنگ، جلدهای ابتکاری و زیبا برای دفترهایمان، گل‌های کاغذی، همه و همه در سایه متریال خوب و مهربانی به نام مقوا تولید می‌شوند.

 

بررسی چند ویدئوی موفق راجر

  • ماجرایی در شهر

در کتاب عناصر داستان به نقل از فصل هفتم کتاب هنر شاعری ارسطو آمده است:

“هر داستان باید حداقل سه حادثه مهم داشته باشد که دست کم دوتای آن‌ها همزمان نباشند.”

 

برای بررسی تطبیقی، ویدئوی LEGO ADVENTURE IN THE CITY را در نظر بگیرید:

 این فیلم داستان شهری لگویی است که مردم و حیوانات در نهایت آرامش در آن زندگی ‌می‌کنند. روزی ویروس ناشناخته‌ای به نام خاکستری (The Gray) از پشت تپه‌های سبز به شهر هجوم ‌می‌آورد و در شهر هرج و مرج عجیبی برپا می‌شود. در این میان دایناسوری که در باغ وحش اسیر بوده آزاد ‌می‌شود و جان و مال مردم شهر به خطر ‌می‌افتد. قهرمان داستان با استفاده از امکانات و توانایی‌هایی که دارد سعی ‌می‌کند شهر را نجات دهد. او دیوار رنگی را فعال می‌کند ولی بی‌فایده است. خاکستری از دیوار به شهر نفوذ می‌کند، با دایناسور که هر دو خطری برای شهر محسوب ‌می‌شوند به هم برخورد ‌می‌کنند و پاهای دایناسور در ویروس خاکستری گیر کرده و خشک ‌می‌شود. در این میان ذخیره لگویی ویروس خاکستری صرف از بین بردن دایناسور به آن بزرگی شده و تمام ‌می‌شود و در نتیجه هر دو یکدیگر را خنثی ‌می‌کنند و به این ترتیب شهر به شکلی کاملا تصادفی نجات پیدا ‌می‌کند.

ساختار و اسکلت اصلی این ویدئوی سه دقیقه‌ای طبق نظریه ارسطو به قرار زیر است:

·       حادثه اول: معرفی شهر و ساکنان آن

·       حادثه دوم: حمله ویروس و دایناسور به شهر و ایجاد بحران

·       حادثه سوم: حل بحران

این استاپ موشن تنها ویدئویی است که ‌می‌توان نام داستان را بر روی آن نهاد. زیرا سایر آثار راجر ویلند فاقد این سه شرط برای قرار گرفتن در دسته بندی داستان هستند و تنها توالی چند تصویر زیبا و دلربا را به نمایش ‌می‌گذارند.

یکی از امتیازات این فیلم، استفاده از صدای بازیگر خردسال (Thomas Boyd) به عنوان نریتور یا گوینده فیلم است. صدای این کودک بسیار شیرین و زیباست و حس بسیار خوبی از شنیدن این صدا همراه با تصاویر رنگارنگ و خوشایند فیلم به تماشاگر دست می‌دهد.

استفاده از بازیگر خردسال چه در بازیگری و چه برای صداگذاری ریسک بزرگی است. زیرا کودک تجربه بازیگری ندارد و نمی‌تواند در مواقع مناسب تصمیم درستی برای اکت‌های خود بگیرد. همچنین کودک قادر نیست جملات طولانی بیان کند زیرا هم جمله را فراموش می‌کند و هم تکنیک‌های نفس گیری را نمی‌داند و نمی‌تواند جمله‌های خواسته شده را درست و پشت سر هم ادا کند. بنابراین کارگردانی که قصد دارد از کودک خردسالی برای بازیگری و گویندگی استفاده کند، باید داستان را بر اساس توانایی‌های آن کودک تنظیم کند و اکت‌ها و دیالوگ‌ها را کوتاه و مختصر کند تا لطمه‌ای به فیلم وارد نشود.

در ضمن کودک پس از مدتی خسته می‌شود و نمی‌تواند تمرکز لازم را بر روی کار بگذارد. برای همین در حین فیلمبرداری هم کارگردان اگر شرایط کودک را درک نکند به مشکل برمی‌خورد.

 

در این استاپ موشن Thomas Boyd در رل مار ایفای نقش می‌کند و بخش‌هایی که او حضور دارد لایو اکشن هستند و با تکنیک استاپ موشن ساخته نشده‌اند.

 

جوایز:

ویدئوی لگو- ماجرایی در شهر در سال ۲۰۱۶ روانه جشنواره‌های متعددی شده و افتخارات زیر را کسب کرده است:

راهیابی به:  KLIK Amsterdam Animation Festival 201

راهیابی به Lincoln Film Festival –۲۰۱۶

برگزیده ویژه کودکان از تمامی سنین در جشنواره فیلم کودکان Bay Area  در سال ۲۰۱۶

نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم کودکان Hsin-Yi در سال ۲۰۱۷

راهیابی به جشنواره فیلم کوتاه بارسلونا Barcelona

راهیابی به جشنواره نورث وست آمریکا North West در سال ۲۰۱۸

 

  • Whatcha got

موزیک ویدئوی Whatcha got یکی از منحصربه‌فردترین آثار راجر است. انعطاف حرکات کاراکترها، افزودن حرکات تزیینی و اضافی برای ایجاد تصور نرمی در بیننده (مانند صحنه شیطنت آمیز چرخاندن ویلون سل) و پالت رنگی سنگین و سه تایی همه جزو مشخصات بارز این استاپ موشن پر هیجان و زیبا هستند.

در این اثر گاهی کاراکترها به صورت عکسی از خواننده پدیدار ‌می‌شوند و گاهی نیز تنها سایه‌ای از آن‌ها نمایش داده ‌می‌شود. لوگوی خود اثر هم به سه صورت کار شده و به کار جلوه زیبایی بخشیده است: دوبعدی، سه بعدی و فضای منفی

در این کار، راجر هیچ اصراری بر برش‌های تمیز و لیزری ندارد و انحناهای تصاویر تبدیل به نقاط تیزی شده اند که بدون دقت، خشن و بی‌حوصله برش خورده اند. این موضوع با محتوای موزیک ویدئو که موسیقی بلوز است در هماهنگی کامل است. زیرا این نوع موسیقی ریشه در فریادهای سیاهپوستان آمریکا در حین کارهای اجباری برای اربابان خود دارد که سابقه آن نیز به فرهنگ و موسیقی آفریقا می‌رسد و هیچ اثری از رمانتیسیسم در آن دیده نمی‌شود. موسیقی بلوز حالتی غمگین و گلایه‌آمیز دارد و ملودی‌های آن از لحاظ فنی در محدوده نت‌های محزون یا Blue Notes قرار دارند.

در موزیک ویدئوی Whatcha got حتی چسب‌کاری‌ها با دقت انجام نشده‌اند و سایه‌های کاغذها از زیر برش‌ها پیداست. این کار در ذهن مخاطب شلوغی و بی‌نظمی موسیقی بلوز را با رقص‌ها و حرکات عجیب و چهره‌های درهم کشیده شده خوانندگان و فریادهای آن‌ها در می‌آمیزد و کل کار را به اوج هماهنگی می‌رساند و پیام خون‌بار و خشونت‌آمیز خود را به خوبی منتقل می‌کند.

همچنین با نگاهی به پالت رنگ‌های بکار برده شده در این موزیک ویدئو، سنگینی کار را می‌توان به راحتی درک کرد. در این اثر تنها از سه رنگ سیاه، سفید و زرشکی استفاده شده است که یادآور اعتماد به نفس بالای افرادی جاه طلب و خودخواه است که به نظرات دیگران اهمیتی نمی‌دهند. با توجه به این که موزیک ویدئوی Whatcha got یک اثر مردانه است و در آن اثری از جنس لطیف دیده نمی‌شود، می‌توان گفت انتخاب این پالت رنگ کاملا هوشمندانه بوده زیرا استفاده از رنگ زرشکی باعث افزایش هیجانات و امیال مردانه می‌شود.

  • دو استاپ موشن Stichting Lezen و Immobilien

در این دو ویدئو با کتاب‌های سه‌بعدی روبرو هستیم که وقتی آن‌ها را ورق ‌می‌زنیم، اجسام به صورت سه بعدی از جای خود بلند ‌می‌شوند و ‌می‌ایستند. حس علاقه به چنین کانتکسی از کودکی با ما همنشین بوده و حالا هم که بزرگ شده‌ایم دوست داریم خاطرات کودکی خود را با این کتاب‌ها زنده کنیم و به یاد دایی‌ها و خاله‌هایی باشیم که در دوران کودکی‌مان چنین هدیه‌های ارزشمندی به ما می‌داده‌اند. تیم تولید کننده این دو استاپ موشن در استودیوی Rogier Wieland زمان زیادی را صرف طراحی کتاب‌هایی کرده‌اند که کاراکترهای آن واقعا با ورق زدن به شکل سه بعدی درآیند و یک ماکت واقعی را بسازند.

استاپ موشن Stichting Lezen که در سال ۲۰۱۶ ساخته شده یکی از زیباترین و خوشرنگ‌ترین ویدئوهای کار شده در لیست آثار راجر است. این استاپ موشن زیبا با باز شدن کتاب آغاز می‌شود. اژدهایی بنفش به قلعه‌ای صورتی و گل‌بهی حمله‌ور می‌شود و به سمت آن آتش پرتاب می‌کند. کتاب ورق می‌خورد و شوالیه‌ای در کنار قلعه‌ای باستانی، مبارزی از امپراتوری روم و بعد فرعونی از مصر در کنار اهرام ثلاثه ظاهر می‌شود. تمام این پاپت‌ها از کاغذ بریده شده‌اند، ولی در ادامه فیلم، هلیکوپتری به دنبال مردی پرواز می‌کند که هر دو از کلمات تشکیل شده‌اند.

  • استاپ موشن Immobilien هم در کانسپت کتاب سه بعدی ساخته شده است که تیزر تبلیغاتی یک بانک است. تیزر Immobilien برای شرکت (Plexus Productions) در لندن طراحی شده است. استودیوی راجر با این شرکت در ساخت دو ویدئوی دیگر نیز همکاری داشته است.

     

    کاملا برعکس موزیک ویدئوی Whatcha got، این تیزرهای تبلیغاتی سرشار از حس کودکانه هستند. پالت زیبا و روشن آنها پر است از رنگ‌های شاد و بهاری که حس کودکانه‌ای را در بیننده بیدار می‌کنند.

    رنگهای پاستلی و سرد به کار گرفته شده در این استاپ موشن‌ها عموما رنگ‌هایی شسته شده و با اشباع کم هستند و نماد صلح، هماهنگی، امید، تولد و تجدید حیات محسوب می‌شوند. این رنگ‌ها به رنگ خاکستری نزدیک‌اند. خود خاکستری، رنگی است خنثی که می‌تواند در کنار هر رنگ گرم یا سرد دیگری قرار بگیرد. بنابراین رنگ‌های پاستلی نیز مانند رنگ‌های خنثی می‌توانند با هم و یا با هر رنگ دیگری ترکیب شوند.

    این رنگ‌ها به سبب لحن ملایم و نرمی که دارند بیننده را به یاد کودکان می‌اندازند و معمولا برای ترکیب بندی وسایل و اتاق نوزادان و کودکان بسیار زیاد استفاده می‌شوند و گشودگی و آرامش را به بیننده تزریق می‌کنند.

عوامل موفقیت راجر ویلند

  • پرکاری

راجر در صفحه ویمئوی خود ۲۹ ویدئوی بلند و در صفحه اینستاگرام خود ۳۸۰ پست به اشتراک گذاشته‌است. برخی از این ویدئوها مانند ماجرایی در شهر (LEGO_ADVENTURE IN THE CITY) بسیار پرکار و پر زحمت هستند و زمان آن‌ها نیز به نسبت طولانی است. اگر همانطور که گفته شده آغاز کار حرفه‌ای راجر را سال ۲۰۰۵ در نظر بگیریم، به این نتیجه ‌می‌رسیم که راجر در  هر سال حدود دو فیلم عالی و بسیار پرکار ساخته‌است. این روند برای یک هنرمند تمام وقت که حرفه اصلی‌اش ساخت فیلم‌های تبلیغاتی است روندی معقول و مناسب است. زیرا نشان ‌می‌دهد که راجر کار اینفلوئنسری را بسیار جدی گرفته و قصد دارد در این حرفه بماند و یکی از وزنه‌های موثر استاپ موشن جهان باشد.

  • ایده‌های درخشان و امیدوار کننده

در ویدئوهای راجر شاهد زیباترین و روشن‌ترین ایده‌ها هستیم که در قالب کتاب و کاغذ اتفاق ‌می‌افتند. نخ اصلی تمامی ویدئوهای او یک ایده هوشمندانه است که از ذهنی زیبا بیرون تراوید‌ه‌است.

اما جنس این ایده‌ها با جنس ایده‌های انیماتور سورئالی مانند یان شوانکمایر  تفاوت دارد. زیرا شوانکمایر علیرغم ایده‌های بکر و عجیبی که دارد، تمام هم و غم خود را بر ترساندن مخاطب قرار داد‌ه‌است. از سویی دیگر Rogier Wieland با آن‌که صاحب ایده‌هایی به غایت جالب و ناب است، تمام هم و غمش نمایش زیبایی‌های زندگی است و ترس و خشونت و غم و اندوه در استاپ موشن‌هایش راهی ندارد.

  • ارتباط قوی با برندهای معتبر

در میان اسامی برندهایی که راجر با آن‌ها کار کرد‌ه‌است، نام‌های بزرگی چون فیفا (FIFA)، مولسکین (Moleskin)، لگو (LEGO)، استارباکس (Starbucks) و … به چشم ‌می‌خورد. این موضوع ‌می‌تواند در دیده شدن این هنرمند به او کمک شایانی کند. چون پخش جهانی این ویدئوها با مخاطب میلیاردی ‌می‌تواند مشتری‌های بیشتری را به سمت این انیماتور جلب کند.

ویدئوهای فیفا در ارتباط با مبارزه علیه تبعیض نژادی و همچنین تبانی یا Match Fixing ساخته شد‌ه‌اند. تبانی به مذاکرات غیر قانونی بین مالکان تیم‌های ورزشی از یک سو، و داوران مسابقه از سویی دیگر گفته می‌شود که در آن برای تعیین نتیجه مسابقه پیش از برگزاری، پولی غیر قانونی بین دو سر مذاکره رد و بدل می‌شود. فیفا سال‌هاست که برای مبارزه با این عمل غیر ورزشی و ناجوانمردانه تلاش می‌کند و قوانین بسیار سختگیرانه‌ای برای رفع این معضل وضع می‌کند. این فدراسیون در تلاش‌های خود، برای فرهنگ‌سازی از چهره‌های شاخص مانند ورزشکاران محبوب، و هنرمندان و فیلمسازان استفاده کرده و همه ساله ویدئوهای بسیاری در این رابطه منتشر می‌کند.

 

  • منحصر به فرد بودن

تا حالا دیده بودید که کلمات کتاب بتوانند در ساخت استاپ موشن به کار روند؟ یا کاراکترهای کاغذی روی صفحه افقی کتاب به صورت عمودی، قدم زنان به میهمانی بروند؟ و یا از حفره عمیقی که در کتاب ایجاد شده موش یا خرگوشی بیرون بیاید و به دنبال غذا برود؟ کدام هنرمند ‌می‌تواند بهتر از راجر، اعداد دیجیتالی را به کمک جلد چندین کتاب بسازد و یا اسکوربورد مسابقات ورزشی را با صفحات کتاب به نمایش درآورد؟

ایده‌های راجر از ذهن بیننده فراتر هستند و او را حیرت زده ‌می‌کنند. این اصلی‌ترین ویژگی هنرمند واقعی است که بتواند از مخاطب خود گام‌ها پیش باشد و او را به تعجب و حیرت وادارد.

ویژگی‌های ویدئوهای راجر

  • هماهنگی فرم و محتوا

همانگونه که پیش از این در بررسی موزیک ویدئوی Whatcha got اشاره کردیم، راجر به خوبی توانسته در ویدئوهای خود هماهنگی بین فرم و محتوا را رعایت کند. به عنوان مثال در ویدئوهایی که مربوط به سایت کتابخوانی و یا شرکت نوشت افزار هستند، کاراکترهای ویدئوها از کتاب بیرون می‌آیند و کاغذی هستند.

یا در تیزر تبلیغاتی استارباکس، به دلیل آن که لیوان معروف استارباکس کاغذی است، راجر هم از متریال کاغذ با همان تونالیته رنگی استارباکس، یعنی دو رنگ سبز یشمی و سفید استفاده می‌کند.

یکی دیگر از ویژگی‌های ویدئوهای راجر استفاده از ایهام است. راجر ویلند به متنی که در ویدئو خوانده ‌می‌شود به شکل شعری نگاه ‌می‌کند که باید به تصویر درآید. او برای این کار کلمه را به بخش‌های معنی‌داری تقسیم می‌کند و برای هر یک از اجزای آن تصویری می‌سازد.

در تیزر lezen که یک سایت کتابخوانی است، برای نمایش کلمه دیوان شعر ، کتابی باز می‌شود و گل رزی از آن بیرون می‌آید. علت وجود این گل رز آن است که در زبان هلندی به دیوان شعر ‘bloemlezen’ گفته ‌می‌شود که در واقع جزو کلمات غیر قابل ترجمه این زبان است و معنی کلمه به کلمه آن “خواندن گل” است که معنی مشخصی ندارد، اما به معنی دیوان شعر به کار ‌می‌رود.

این کار تقریبا شبیه به حل کردن پازل‌های کلماتی است که در گوشی‌های اندروید وجود دارد. در این نوع بازی‌ها تصاویری نمایش داده ‌می‌شوند و کاربر باید با در کنار هم قرار دادن آن تصاویر، کلمه مورد نظر را حدس بزند.

Rogier-Wieland4
  • برش لیزری کاغذ

تمیزی کار برش کاراکترهای ویدئوهای راجر از جمله ویژگی‌های جالب آن‌هاست. در ویدئوهای اولیه راجر مانند ویدئوهای (Videowall#۱) و Whatcha got تمامی کات‌ها و برش‌ها با دست انجام شده‌اند. درست است که هنر دست انسان با ارزش و یونیک است، ولی باید قبول کرد که در ابعاد زیاد و تعداد نامحدود ممکن است خطاهایی صورت گیرد که به چشم بیاید و ذوق بیننده را کور کند. اما در برش لیزری کار به قدری تمیز و زیبا درمی‌آید که بیننده مسحور زیبایی، تمیزی و دقت کار می‌شود و از تماشای ویدئو لذت می‌برد.

راجر در ساخت ویدئوهای بعدی اش این نکته مهم را رعایت کرده و تمامی کات‌ها را با دستگاه برش لیزری درآورده و به این ترتیب کار را چشم‌نواز و دوست داشتنی‌تر کرده است.

 

  • پالت رنگی شاد و جذاب

تشخیص رنگ یکی از مهم‌ترین توانایی‌های انسان است. این توانایی مهم‌ترین برتری انسان به حیوانات است زیرا همان‌گونه که می‌دانیم بعضی حیوانات از تشخیص رنگ‌ها عاجزند و تنها می‌توانند چند رنگ محدود را تشخیص دهند. خدا را شکر با تمام تعییراتی که ژن انسان از آغاز وجود تا کنون داشته هنوز این توانایی در نسل بشر از بین نرفته است. هرچند با تغییر روش زندگی، شب بیداری‌ها، انواع غذاهای صنعتی و همچنین زل زدن‌های طولانی به صفحات گوشی و لپتاپ، دور نیست آن روز که نوع بشر آینده از تشخیص رنگ‌ها هم عاجز باشد.

هر چند تغییرات ژنتیکی انسان به صورتی بسیار آهسته و تدریجی شکل گرفته است اما به سبب همین آهستگی، دیرپا و پایسته است و به راحتی تغییر نخواهد کرد. این موضوع که بدن انسان برای میل به بقا و حفظ نسل، با توجه به تغییرات شرایط خود را آداپته کرده و تغییر می‌کند چیزی است که در تمامی پژوهش‌های علمی ثابت شده است. بر اساس همین نظریه است که در فیلم سینمایی وال ای (WALL·E- 2008) محصول والت دیزنی پیش بینی شده که نسل بشر در سال‌های بسیار دور آینده، طی یک تغییر ژنتیکی عمده، دست و پاهای بلندی به شکل امروزی نخواهد داشت و حتی انگشتان او نیز در اثر استفاده نکردن، به شکلی کوتاه و به درد نخور مانند عضو اضافی‌ای در بدن در خواهد آمد. در این فیلم حتی نوزادان هم از همان بدو تولد دست و پایی کوتاه دارند زیرا با توجه به زندگی ماشینی خود نیازی به حرکت و جنب و جوش پیدا نخواهند کرد و چه بسا اجازه این کار را هم نخواهند داشت.

بگذریم. فعلا که می‌توانیم از موهبت بینایی استفاده کنیم چشمان شما را به چند پالت زیبا که از ویدئوهای Rogier Wieland استخراج کرده ایم جلب می‌کنیم. این پالت‌ها به قدری چشم نواز هستند که ناگفته پیداست چرا و به چه دلیل ما با این رغبت به ویدئوهای راجر زل می‌زنیم و از دیدن آن‌ها لذت می‌بریم.

ترکیب این رنگ‌ها کاملا حرفه‌ای و با رعایت استانداردهای علمی انتخاب شده اند و صحنه‌های دلنوازی را پیش چشمان ما پدید می‌آورند و لذت قدم زدن در فروشگاه نوشت افزار یا بازی با لگو را برای ما تداعی می‌کنند.

 

  • سرعت اتفاقات

همه چیز در ویدئوهای راجر به سرعت اتفاق می‌افتد زیرا این ویدئوها کوتاه هستند و فرصتی برای پرداختن به شاخ و برگ‌های اضافی وجود ندارد. تغییرات و تبدیل‌های کاراکترها بیننده را مجبور می‌کند که هر ویدئو را بارها نگاه کند تا بیشتر در این لذت و هیجان شریک شود. اما در همین فرصت کوتاه آنقدر وقایع مختلفی رخ می‌دهد که کسالت را از بیننده دور می‌کند و به او لذت هیجان را هدیه می‌کند.

 

 

برای مثال ویدئوی استارباکس را بر حسب زمان بررسی می‌کنیم:

کل این ویدئو یک دقیقه و ۲۲ ثانیه است. تا ثانیه ۱۵ هیچ اتفاقی نمی‌افتد و ما فقط یک لیوان کاغذی را روی میزی می‌بینیم که دوربین با حرکاتی بسیار نرم و سبک روی آن تغییر مکان می‌دهد.

سپس ناگهان در ثانیه ۱۵ سه میز، هفت عدد صندلی و ۶ نفر شامل مشتری و فروشنده به کادر اضافه می‌شوند.

در ثانیه ۲۸ دوربین با موشن کنترل به سمت بالا می‌رود و میز کافه تبدیل به قایقی تجاری می‌شود و روی میزی بزرگتر شامل نقشه جهان به حرکت در می‌آید.

در ثانیه ۳۵، قایق تبدیل به کارخانه تولید قهوه می‌شود. در ثانیه ۴۶ کارخانه تبدیل به هواپیمای غول پیکری می‌شود که کل کادر را اشغال کرده و به سمت آفریقا می‌رود.

در ثانیه ۵۰ هواپیما روی نقشه آفریقا فرود می‌آید و مامور خرید قهوه در کادر پدیدار می‌شود.

کاراکتر مامور خرید حرکت خاصی در طول کادر نمی‌کند. ولی نقش تعیین کننده ای در کل استاپ موشن دارد زیرا چهار بار دور خود می‌چرخد و با هر بار چرخش او، همراه تغییر دکور صحنه، یکی از مراحل خرید، سفارش، تنظیم قرارداد و امضا انجام می‌شود و تمام این‌ها تنها در ده ثانیه اتفاق می‌افتد.

در ثانیه ۶۰ اتومبیلی دوباره به بزریل می‌رود و ما مزارع قهوه را می‌بینیم که کارگران در آن مشغول کار هستند. سپس در ثانیه ۸۰ کل ویدئو به پایان می‌رسد و تنها توضیحات گوینده همراه با اینفوگرافی‌ای که با گچ سفید کشیده شده روی تصویر ظاهر می‌شود.

با این که در این ویدئو سرعت اتفاقات بالا است اما کاراکترها حرکات پرشی و جهشی خاصی انجام نمی‌دهند و همه چیز در صلح و آرامش و طمانینه برگزار می‌شود. لذتی که از این هیجان همراه با آرامش به بیننده دست می‌دهد با چندین بار تکرار دیدن آن دو چندان می‌شود.

در ویدئوهای راجر در هر ثانیه ۲۵ فریم از جلوی چشمان بیننده می‌گذرد نه ۲۴ فریم!

  • انعطاف حرکات کاراکترها

در همین ویدئوی استارباکس و به طور کلی در تمامی ویدئوهای Rogier Wieland، چیزی که بسیار عالی است نرم بودن حرکات پاپت‌ها و کاراکترهاست. هیچ گونه پرش و بی‌نظمی‌ای در حرکات کاراکترها دیده نمی‌شود. این ویژگی تنها وقتی در ویدئوها پدیدار می‌شود که انیماتور برای هر ثانیه ۲۵ فریم در نظر گرفته باشد نه ۲۴ فریم.

به اذعان سایت راجر در پای تیزرهای فیفا، این استودیو به هیچ وجه حاضر نیست کیفیت اثر را فدای صرفه‌جویی در هزینه‌ها یا کم کردن خستگی تیم تولید کند. به همین دلیل تصمیم گرفته است که با بودجه بیشتر کار با کیفیت‌تری عرضه کند و استانداردهای خود را بالا ببرد.

با توجه به این که می‌دانیم هر نکته اضافی می‌تواند منجر به تحمیل بار مازاد به تهیه کننده پروژه شود، شرکت‌ها همیشه به دنبال راه فراری هستند تا بتوانند هزینه‌ها را کاهش دهند.

در مقاله دوقلوهای انیماتور (twin tales) اشاره کردیم که این دو برادر برای کم کردن هزینه‌ها، پاهای کاراکترها را حذف کردند. همچنین می‌دانیم که والت دیزنی با حذف یکی از پنج انگشت و ترسیم تنها چهار انگشت برای دانلد داک، توانست زمان تولید فیلم را به نسبت بسیار قابل توجهی کاهش دهد.

اما اینجا برعکس، برای ایجاد نرمی و انعطاف در شخصیت‌ها، به سبب نوع کار که کات اوت است و ممکن است کار پرش‌های اضافی و بدی داشته باشد، با بالا بردن تعداد فریم بر ثانیه این مشکل هر چند نه به راحتی ولی با نتیجه خوبی حل شده است.

 

  • موسیقی و صداگذاری دقیق

افکت‌های صوتی دقیق و بجا در ویدئوهای راجر، در دیده شدن کارها و دلنشین شدن آن‌ها موثرند. از آن گذشته موسیقی‌های جالب این کارها هم در جای خود شنیدن دارند. تنها ایرادی که می‌توان به برخی آثار راجر وارد کرد این است که به زبان هلندی هستند و بیننده غیر بومی متوجه مهارت راجر در ایجاد بازی‌های زبانی و ایهام و اشاره‌های شاعرانه آن‌ها نمی‌شود.

  • موشن کنترل

زیباترین ویژگی ویدئوهای راجر موشن کنترل است. موشن کنترل همان حرکت دوربین در مسیری صاف و یا همراه با تغییر زاویه آن باشد. این حرکت دوربین که همزمان با حرکت کاراکترها در کادر انجام می‌گیرد به قاب تصویر هیجان جالبی می‌بخشد که می‌تواند تماشای ویدئو را برای بیننده دلپذیرتر کند.

جالب این جاست که راجر در بعضی ویدئوهای خود به جای آن که واقعا دوربین را حرکت دهد، تصور موشن کنترل را برای بیننده ایجاد می‌کند. راجر برای این کار علاوه بر این که اجسام و کاراکترهای کار خود را انیمیت می‌کند، صحنه کار را نیز انیمیت می‌کند و تصور حرکت را در آن به وجود می‌آورد. این دیگر واقعا هنری است که فقط از دستان هنرمند راجر برمی‌‌آید ولاغیر.

با هم چند صحنه از موشن کنترل‌های جذاب تیزرهای راجر را مرور می‌کنیم:

در ویدئوی کوتاه Evil Blood در کل فیلم شاهد هستیم که برای ایجاد هیجان و تغییر زاویه دید، به جای آن که دوربین حرکتی بکند زاویه قرار گرفتن کتاب نسبت به دوربین تغییر می‌کند. اما در ثانیه ۳۷ می‌بینیم که با انیمیت کردن حروف و کلمات که تشکیل دهنده خیابان و ماشین هستند، عملا تصور موشن کنترل برای بیننده ایجاد می‌شود.

  • در ویدئوی زیر نیز به همین ترتیب مشاهده می‌کنیم که راجر برای ایجاد تصور موشن کنترل، فضای کار را جداگانه انیمیت می‌کند و همراه با حرکت مترو، دوربین فرضی (یا زاویه دید بیننده) را در فضای ایستگاه به حرکت در می‌آورد. او برای این کار، تمامی اجزای تصویر یعنی ستون‌ها و سقف ایستگاه را انیمیت می‌کند و به حرکت درمی‌آورد.

• استفاده از فضای منفی و خالی در استاپ موشن‌های کاغذی

یکی دیگر از جذابترین ویژگی‌های استاپ موشن‌های راجر، ایفای نقش توسط فضای منفی است. فضای منفی به فضایی گفته می‌شود که از هرگونه متریال خالی است. یعنی فضای بین اشکال موجود در صحنه است و در واقع در ذهن بیننده شکل می‌گیرد.
فضای منفی یکی از عوامل مهم در ترکیب بندی قاب‌های تصویر است و در هنرهای تصویری مانند نقاشی و انیمیشن و سینما بسیار مهم است. زیرا چشم بیننده برای تماشای کادر تصویر نیاز به محلی برای استراحت دارد و فضای منفی این امکان را برای او فراهم می‌آورد. تابلویی که خیلی شلوغ باشد و تمامی کاراکترها در هم و برهم باشند نمی‌تواند فرصتی برای چشم بیننده ایجاد کند که بتواند درکی از موضوع قاب پیدا کند. زیرا خطوط دور کاراکترها و شکل پیرامونی آن‌ها به راحتی دیده نمی‌شوند.

راجر طی ابتکاری بس جالب، فضای منفی را به عنوان یکی از کاراکترهای خود در استاپ موشن‌هایش به کار گرفته است و آن را فریم به فریم انیمیت کرده است. در تمامی استاپ موشن‌های کاغذی راجر ، یک یا چند کاراکتر به صورت فضای منفی تعریف شده‌اند و این موضوع کمک شایانی به جذابیت کار کرده است. فضای منفی در آثار راجر فضای بین اشیا و کاراکترها نیست بلکه برای آن طراحی خاصی شده و وظایفی بر عهده دارد که کمتر از نقش اشیای واقعی نیست.

فضای منفی در موسیقی هم یکی از مهم‌ترین اصول است و جای خود را به نت سکوت می‌دهد. نت‌های سکوت همان اهمیتی را در قطعات موسیقی دارند که نت‌های موسیقایی. زیبایی قطعه موسیقی بستگی زیادی به ترکیب‌بندی نت‌های موسیقی با نت‌های سکوت دارد و آهنگسازان برای ساختن یک قطعه زیبا و هنرمندانه، باید با نت‌های سکوت نیز کاملا آشنا باشند.

 

  • ارزان بودن

درست است که ویدئوهای راجر به لحاظ فنی در  طبقه بالایی هستند و امکانات و تجهیزاتی که دارند در اختیار کمتر کسی قرار دارد، اما متریال اولیه ۹۰ درصد استاپ موشن‌های استودیوی راجر کاغذ و مقوا است. هر چند در کشور ما مقوا هم ارزان نیست اما نسبت به سایر متریال‌ها قیمت کمتری دارد.

مهمترین ویژگی استاپ موشن‌های راجر این است که تماشاگر حس می‌کند تمام این صحنه‌های زیبا و دلفریب از هیچ به وجود آمده است. زیرا کاغذ و مقوا ارزان‌ترین چیزی است که در اطراف ما وجود دارد و قیمت تمام شده استاپ موشن کاغذی و کات‌اوت به مراتب از پاپت‌های پرینت سه‌بعدی و یا پاپت‌های پولیشی و آرماتوری کمتر خواهد شد.

کسانی که تازه می‌خواهند ساخت استاپ موشن را شروع کنند می‌توانند با توجه به ایده‌های راجر از متریالی بی‌نهایت ارزان و حتی رایگان مانند کارتون‌های خالی وسایل استفاده کنند و در این راه هیچ محدودیتی نمی‌تواند مانع کار آن‌ها باشد. زیرا نیم‌نگاهی به ویدئوهای راجر مانند videowall می‌تواند دریچه‌ای باشد به دنیایی از ایده خلاقانه که به راحتی و از کارتون خالی، یعنی از هیچ به وجود آمده است.

شبکه‌ی ایستانما

در بزرگترین شبکه اجتماعی استاپ موشن ایران عضو شوید... عضویت در پیج اینستاگرام

مطالب پیشنهادی:

قوانین ارسال دیدگاه در ایستانما

  • چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد و در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران نگنجد، در شبکه ایستانما تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد. در صورت تمایل به درج تبلیغات از طریق گزینه ارتباط با ما اقدام نمایید.
  • چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

    لینک کوتاه:
    0