لوگوی ایستانما

هر آنچه که باید از Paragraph ، سریع ترین انیماتور اروپا بدانید

دسته بندی :پایگاه دانش, زیر ذره بین ۲۹ اسفند ۱۳۹۹ شبکه‌ی ایستانما 1210

 

 

اگر علاقه مند به دنیای استاپ موشن باشید و بخواهید نمونه کارهای حرفه ای و محبوب را از شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام پیگیری کنید، وقتی هشتگ Stopmotion را سرچ کنید، به صفحه‌ی پر و پیمان و هیجان انگیز پاتاگراف (patagraph) می رسید. این صفحه به‌طور مرتب بروزرسانی شده و در آن از سال ۲۰۱۸ به بعد هر هفته یک نمونه کار استاپ موشن و بدنبال آن پشت صحنه ساخت آن بارگذاری می‌شود.

با توجه به مهجور بودن نسبی صنعت استاپ موشن در بین مردم، تعداد فالوورهای بالای این اینفلوئنسر در اینستاگرام حیرت انگیز و نشان‌دهنده‌ی موفقیت این هنرمند در بستر جهانی است. با ما در شبکه ایستانما همراه باشید تا سری بزنیم به زندگی و مجموعه فعالیت های لورد ویکتور هیگلین (Lord Victor Haegelin) معروف به پاتاگراف (patagraph)

اینفلوئنسری به دنبال زندگی در اشیای بیجان

صفحه‌ی اینستاگرام پاتاگراف در سال ۲۰۱۳ آغاز به کار کرد. اوایل کار، در صفحه‌ی او فقط عکس‌هایی از تفریحات سالم، یادگاری‌ها، طبیعت گردی و … به اشتراک گذاشته شده بود. ولی از اواسط سال ۲۰۱۳ به بعد است که با انتشار عکسی از  یک پاپت مرغ دست‌ساز که با نمد و خمیر ساخته شده، رویکرد صفحه‌ی اصلی پاتاگراف به سمت حرفه‌ای شدن می‌رود.

 

من به اشیای بیجان زندگی می‌بخشم. من مطمئنم همه چیز وقتی ما آن ها را نگاه نمی‌کنیم یا به آن‌ها پشت کرده‌ایم، حرکت می‌کنند! ولی من دوربینی دارم که می‌تواند این حرکات را ثبت کند و آن هم دوربینی است که در ساخت استاپ موشن به کار می‌برم. کسی چه می‌داند وقتی ما در یخچال را می‌بندیم، برای غذاهای داخل آن چه اتفاقی میفتد!

این‌ها چیزهایی هستند که او دلش می‌خواهد داستانش را برای همه تعریف کند. او دلش می‌خواهد در همه چیز زندگی را جستجو کند و بیابد. از طرفی تحصیل در رشته‌ی فیزیک به مدت پنج سال به او کمک زیادی کرده است که فیزیک پدیده‌ها را بشناسد و با اشیا دمخور و عجین باشد و رفتار هر شی را در حین حرکت و سکون درک کند.

او می‌داند که در واقعیت، همه چیز همانی‌ست که ما می‌بینیم ولی او در صدد است که آن را تغییر دهد و داستانی برایش بسازد و آن را در وهله‌ی اول برای فرزند خود و سپس برای بیننده‌ها تعریف کند.

تم اصلی صفحه‌ی او تا سال ۲۰۱۵ عکس‌های بامزه‌ای است از جستجوی زندگی در اشیای بی‌جان. او یک جفت چشم پلاستیکی آبی درشت، یک جفت چشم پلاستیکی سبز لنگه به لنگه و یک ردیف دندان پلاستیکی دارد که در هر جایی، از ترک دیوار گرفته تا صندوق پست، از کلید چراغ برق تا در فاضلاب، کدو تنبل، بشکه‌ی آب، لامپ سر کوچه و خلاصه هرجایی که احساس کند چهره‌ای وجود دارد که فقط دو تا چشم یا یک ردیف دندان کم دارد، آن‌ها را درجای مناسب قرار می‌دهد و صورتکی خنده‌دار به وجود می‌آورد و عکس می‌گیرد و در صفحه اینستاگرامش می‌گذارد. 

پاتاگراف می‌خواهد آن روی قلابی و فیک حقیقت را نشان ما بدهد!

این روند منظم همچنان به مدت یک سال ادامه داشت. البته خودش می‌گوید که این عکس‌ها فقط سرگرمی هستند و نمی‌توان آن‌ها را جدی گرفت. ولی اجازه بدهید ما آن را جدی بگیریم. زیرا هیچ قدمی در زندگی یک هنرمند بیهوده و بی هدف نیست. هر گامی که هنرمند برمی‌دارد قدمی به سمت هدف خود نزدیک‌تر می‌شود. مهم این نیست که هنر در زندگی چه جایگاهی دارد. زندگی باید با هنر آمیخته باشد. نگاه هنرمندانه است که به زندگی انسان‌ها طعم و رنگ و روح می‌بخشد و آن را از زندگی خشک و مصنوعی روبات مانند به زندگی‌ای سرشار از هیجان که باید هر انسان سالمی داشته باشد نزدیک می‌کند.

 

در سال ۲۰۱۵ انیمیشن استاپ موشنی به نام کاپیتان ۳بعدی (Captain 3d) را تولید و جوایز جشنواره های مختلف را در صفحه اینستاگرامش منتشر می کند.

هر چند بعد از آن در سال ۲۰۱۷ چند استاپ موشن پراکنده و بسیار عالی مانند خرد کردن سیر  وپیاز، پوست کندن هویج، صورتک‌های خمیری و … در صفحه اینستاگرامش بارگذاری شده، اما قسمت هیجان انگیز و طاقت‌فرسای رزومه کاری پاتاگراف از سال ۲۰۱۸ آغاز می‌شود. پاتاگراف از ۸ ژانویه ۲۰۱۸ با تبریک سال نوی میلادی، قول هر هفته یک لوپ یا حلقه را با کپشن A week a loop به فالوورهای خود داد.

در آغاز همه فکر می‌کنند که این هم مانند بقیه قول‌هایی است که هنرمندان پرکار می‌دهند و به آن عمل نمی‌کنند. ولی پاتاگراف فالوورهای خود را نا امید نکرد و دقیقا هر هفته یک لوپ در صفحه‌ی خود پست کرد. او حتی از تعداد هفته‌های یک سال که ۵۲ هفته بود فراتر رفت و تا شماره ۶۸ هم دست از بارگذاری لوپ ها برنداشت.

لوپ (Loop) در استاپ موشن، شامل یک تصویر متحرک تکرار شونده است که پایانی ندارد. اول و آخر این ویدئوی کوتاه به هم وصل است و بعد از چند بار نگاه کردن بیننده فراموش می‌کند که ویدئو از کجا شروع شده است. این کار شبیه به حل کردن یک پازل تصویری و بسیار سرگرم کننده است. ساختن لوپ نیاز به برنامه‌ریزی و استوری بورد حرفه ای دارد و سازنده‌ی لوپ باید بداند پایان آن را چگونه طراحی کند که به آغاز ویدئو متصل شود.

پاتاگراف پس از این همه سال فعالیت در اینستاگرام و تولید هفته‌ای یک انیمیشن به روش استاپ موشن، ادعا می‌کند که سریع ترین انیماتور پاریس است. او به همین مقدار بسنده نمی‌کند و دوست دارد که سریع‌ترین انیماتور اروپا و پس از آن هم سریع‌ترین انیماتور کل جهان لقب بگیرد.

البته در بحث هنر، سرعت به هیچ وجه مطرح نیست و کیفیت کار مهم‌تر است که پاتاگراف به آن دست پیدا کرده است. لوپ های پاتاگراف در جهان نظیر ندارد. او کیفیتی عالی به لوپ‌هایش بخشیده و چنان در ایده‌ی آن‌ها و رعایت نکات طنزآمیز و همچنین انعطاف حرکات پاپت‌ها و سایر نکاتی که به ویدئوها کیفیت می‌دهد دقت نظر بالایی به کار برده است که شاهکاری در اینستاگرام پدید آورده است.

بیننده مجبور است بارها و بارها به دیدن این لوپ ها بنشیند، نه به خاطر این که نمی‌فهمد جریان چیست، بلکه به این دلیل که مجذوب ایده‌های بکر و ساخت خلاقانه اثر می‌شود و دلش می‌خواهد سر از کار این ایده‌ها در آورد و بفهمد ذهن دیوانه‌ی سازنده‌ی آن در کجای این داستان قرار گرفته است.

بیوگرافی کامل لورد ویکتور هیگلین (Lord Victor Haegelin) معروف به پاتاگراف (patagraph)

پاتاگراف با نام اصلی ویکتور هیگلین (Lord Victor Haegelin) متولد ۱۹۸۲ در کشور فرانسه است. او سال‌ها کار کرد تا بتواند اولین دوربین خود را خریداری کند و بالاخره در ۱۲ سالگی موفق شد دوربینی برای خود بخرد. او با همین دوربین توانست با کمک دوستانش فیلم‌های کوتاهی بسازد و خود را سرگرم کند و همچنین به تجربه‌هایی کوچکی دست پیدا کند.

کمی بعدتر او تصمیم گرفت خلبان شود و به همین خاطر فیلمسازی را کنار گذاشت و برای رسیدن به آرزویش برای تحصیل به رشته‌ی فیزیک و گرایش هوانوردی روی آورد. چند سال پس از تحصیل در این رشته، با دیدن ویدیویی از یک کار استاپ موشن خمیری (clay animation)، ترک تحصیل کرد و برای درس خواندن در رشته‌ی فیلمسازی و به صورت تخصصی در انیمیشن با رویکرد استاپ موشن به مدرسه‌ی فیلمسازی پارتیزان (Partizan) در لهستان رفت و این آغاز زندگی هنری او بود. او در این موسسه به صورت خودآموخته یادگیری و ساخت انیمیشن را آغاز کرد و کارهای تبلیغاتی کوچکی مانند طراحی آرم شرکت پارتیزان به سرانجام رسانید و به خاطر نبوغی که داشت، به سرعت توانست سبک و شیوه اختصاصی خود را به دست آورد.

تنها ارتباطی که بین رشته هوانوردی و فیلمسازی وجود دارد این است که در استاپ موشن نیز دنیایی دیوانه داریم که اشیای بیجان بدون دخالت دست انسان حرکت می‌کنند و حتی به پرواز در می‌آیند و ویکتور توانست این علاقه را از شاخه ای به شاخه دیگر منتقل کند و گسترش بدهد. این تغییر، زمانی اتفاق افتاد که او در دانشکده‌ی فیزیک مشغول تحصیل بود، یک روز او به همراه دوستانش به دانشکده‌ی معماری رفت و ویدئوهایی را تماشا کرد که در قالب پروژه‌های دانشجویی و به روش استاپ موشن خمیری (Clay Motion) ساخته شده بودند.

این حادثه‌ی به ظاهر کوچک، نقطه‌ی تغییر مسیر ویکتور هیگلین یا همان پاتاگراف بود. او آنقدر این ایده را جذاب و جالب یافته بود که نمی‌توانست رهایش کند. بنابراین سریعا یک دوربین و یک رایانه خریداری کرد و از همان موقع تا به حال مشغول تولید جذابیت و شگفتی است. حالا او نمی‌داند که دوستش کجاست و به چه کاری مشغول است ولی به هر حال از او ممنون است که باعث شده همه چیز زندگیش پس از آن لحظه تغییر کند.

آرشیو محبوب ترین استاپ موشن های پاتاگراف (patagraph)

پشت صحنه ساخت محبوب ترین استاپ موشن های پاتاگراف (patagraph)

علت موفقیت لرد ویکتور هایگلین این است که او به داستان سرایی علاقه خاصی دارد. انیمیشن محمل مناسبی برای داستان گویی است و به طور اخص استاپ موشن بهترین و کم هزینه‌ترین راه برای ساخت فیلم‌های داستانی است، زیرا نه نیازی به بازیگر دارد و نه لوکیشن خاصی می‌طلبد. فقط در گوشه‌ای از استودیوی خانگی خود یک صفحه‌ی کوچک روی میز را به عنوان پس زمینه کار در نظر بگیرید، یک کپه خمیر را روی آن بگذارید، نور مناسب را روی آن بتابانید، با دوربین عکاسی چند عکس بگیرید و آن‌ها را به هم بچسبانید.

او سال‌ها قبل از به وجود آمدن اینستاگرام فعالیت خود را در تولید استاپ موشن آغاز کرده بود و پروژه‌هایش را در پلتفرم‌های مناسب انتشار ویدئو مانند یوتیوب به نمایش درآورده بود. یکی از این ویدیوها، ویدیوی از ای تا زی (A to Z) است که به روش استاپ موشن خمیری ساخته شده و مخصوص آموزش الفبا به کودکان است. او همچنین برای گذران زندگی در زمینه‌ی کار تبلیغات هم با بسیاری از شرکت‌های مهم مانند شرکت گاز بلژیک، پالاس کاراوان و چند شرکت دیگر کار کرده است.

 

یکی از زیباترین کارهای او که بیننده را جلوی صفحه‌ی نمایش میخکوب می‌کند موزیک ویدئوی سیم و چراغ قوه (Wire and Flashlights) است. انعطاف بدنی کاراکتر، ایده‌ی بکر، موزیک قوی و هماهنگ با تصویر، پس زمینه‌ی تاثیرگذار و همه‌ی این‌ها در کنار هم کاری ساخته است که فقط باید نشست و تماشا کرد. این کار در سال ۲۰۱۳ ساخته شده و بسیار مورد توجه و تحسین بینندگان قرار گرفته است.

در کار بعدی پاتاگراف به نام کلش (Clash) هم با یکی دیگر از شگفتی های پاتاگرافی روبرو هستیم که در نوع خود کم نظیر است. او در این موزیک ویدیو، داستانی برای تعریف کردن دارد، ما را با خود به سرزمین داستان‌ها می‌برد و دست آخر ویدیوی خود را در حالی تمام می‌کند که ما هنوز هاج و واج نشسته‌ایم و با خود فکر می‌کنیم که آخر چطور ممکن است… یک کلام: نبوغ

یکی دیگر از آثار پاتاگراف با نام والتر و کالوین (Walter & Calvin) در مورد دو دستمال توالت است که با هم کُری دارند. آن‌ها از هم عکس‌های مسخره‌ای می‌گیرند که دیگری خوشش نمی‌آید. این دو کاراکتر با انتشار این عکس‌ها در فضای مجازی و نوشتن کپشن‌های تمسخرآمیز یکدیگر را پیش دوستانشان دست می‌اندازند ولی سر آخر سرنوشت شومی در انتظار هر دوی آن‌هاست.

لیست ویدئوهای پاتاگراف آن‌قدر طولانی است که به جز بررسی همین چند عدد دیگر نمی‌توان به تعداد بیشتری از آنها پرداخت.

پاتاگراف پس از اتمام این کار حس کرد که ممکن است در طول فعالیتش به ورطه‌ی تکرار بیفتد. برای همین بود که پروژه‌های متفاوتی مانند پروفسور کلیک (Professor Kliq) را در دستور کار قرار داد. پاتاگراف برای ساخت این پروژه سه ماه به تنهایی در استودیوی شخصی خود در زیرزمین خانه‌اش مشغول بود. وقتی این کار منتشر شد، بسیار مورد علاقه و توجه بینندگان واقع شد و همه آن را تحسین کردند.

پس از آن پاتاگراف برای ایجاد انگیزه‌ای در خود جهت تجربه‌ی حیطه‌ای متفاوت با قبل، پروژه‌ی هر هفته یک لوپ را استارت زد که بسیار مورد توجه واقع شد و در حقیقت هجوم فالوورها به سمت صفحه‌ی شخصی پاتاگراف هم از همین زمان یعنی ژانویه‌ی ۲۰۱۸ آغاز شد. تم اصلی در این لوپ‌ها، دوچرخه سواری و اسکیت است. هرچیزی که فکرش را بکنید از اسب تک شاخ (Unicorn) تا تدی خرسه (Teddy Bear) ، مادر بزرگ دوچرخه سوار، صابون در روشویی و حتی دو پای بی صاحب و خلاصه همه چیز ددر حال انجام حرکات دیوانه وارند!

البته گاهی در این لوپ‌ها تم‌های دیگری مانند آشپزی با سبزیجات، آلفرد هیچکاک، پنجاهمین سالگرد فرود انسان روی کره‌ی ماه، ولنتاین، برگ‌ریزان پاییز و غیره هم در دستور کار قرار می‌گیرد.

پاتاگراف از پروژه‌ی هر هفته یک لوپ بسیار راضی است ولی می‌گوید که اینستاگرام همه کار و زندگی او نیست چرا که در اینستاگرام فقط کارهای دوسال اخیرش به نمایش درآمده‌اند. در ضمن به دلیل کمبود بودجه‌ی شرکت‌های سفارش دهنده فعلا کار او با پاپت‌ها کمتر شده ولی در آینده باز هم شاهد حضور عروسک‌ها و پاپت‌ها در کارش خواهیم بود.

  • نرم افزارهای مورد علاقه پاتاگراف برای ساخت استاپ موشن

پاتاگراف برای ساخت و تولید انیمیشن های خود از نرم‌افزار دراگون فریم (DragonFrame) و اپلیکیشن استاپ موشن استودیو (Stop motion studio) استفاده می‌کند که می توانید هر دوی این ها را از این لینک دانلود کنید. ولی داشتن نرم افزار همه چیز نیست. شعار او این است: اگر می‌خواهید شروع کنید کافی است فقط شروع کنید. همان‌گونه که او با تمامی چیزهایی که در اطرافش وجود دارد استاپ موشن می‌سازد هرکسی می‌تواند این کار را بکند.

۳ توصیه پاتاگراف برای مبتدی‌ها

پاتاگراف برای افراد مبتدی علاقمند به ساخت استاپ موشن سه تکنیک عالی دارد که خودش هم آن‌ها را تجربه کرده است:

 

    • شروع کنید

با هر نرم افزاری که با آن راحت هستید شروع کنید و تمام قلق‌های آن را در مشت خود بگیرید. تمامی نرم افزارها در سایت شبکه ایستانما به رایگان در اختیار همه هستند و فقط کافی‌ست اراده داشته باشید تا بتوانید به سمت آن بروید.

 

    • نتیجه‌ی کار خود را نمایش دهید

پاتاگراف میگوید هرچیزی را که ساختید و حس کردید کارتان با آن تمام شده است، به دیگران نشان دهید و بازخوردهای آن را بگیرید. انتقادات را بپذیرید و سعی کنید سری بعد آن‌ها را اصلاح کنید. فقط نکته‌ی مهم: نظر پدر و مادرتان حساب نیست. زیرا پدر و مادرها عادت دارند هر چیزی را که فرزندشان نشانشان می‌دهد حتی اگر چیز بی ارزشی باشد تایید کنند و دل بچه‌شان را نشکنند.

 

    • کارهای دیگران را ببینید

اگر به انیمیشن علاقه دارید کارهای ساخته شده توسط انیماتورهای دیگر را هم ببینید و آن‌ها را فریم به فریم بررسی کنید. سعی کنید ببنیید که آن کارها چگونه ساخته شده‌اند، چه ایده‌ای پشت آن‌ها بوده است، حتی سعی کنید در حد امکان آن ایده ها را دوباره در استودیوی خودتان بازسازی کنید. فکر کنید چرا این ایده جالب است. و حتی اگر ایده‌ی جالبی نیست یا اجرای آن ایرادی دارد، سعی کنید بفهمید که  چرا ایده‌ی جالبی نیست و اشکال کار در کجاست.

و نکته‌ی آخر که از همه مهم‌تر است: زیاد کار کنید. تجربه‌ی خود را در حین کار افزایش دهید. با مواد و وسایل مختلف دست و پنجه نرم کنید. زیاد بدانید. و با قلم و کاغذ دوست باشید.

هنرمندان زیادی در سراسر دنیا هستند که از اینستاگرام به عنوان مدیای شخصی استفاده میکنند. در اصل اینستاگرام از روز اولی که آغاز به کار کرد بیزینس را هدف اصلی خود قرار داده بود. با توجه به شیوع ویروس کرونا و کم شدن رفت و آمدهای مردم ، نیاز به مدیایی شخصی و رایگان بیشتر از قبل حس می‌شد. به همین دلیل از سال گذشته تا کنون درصد بالایی از کسانی که به هیچ عنوان اکانتی در اینستاگرام نداشتند هم چه برای اوقات فراغت خود و چه برای راه اندازی و توسعه آنلاین کسب و کارهای تعطیل شده به خاطر شرایط قرنطینه، وارد اینستاگرام شده‌اند.

در طبقه بندی دریافت‌های حسی، تصویر در پایین‌ترین طبقه حس و درک قرار دارد. زیرا تصویر بلیغ ترین پیامی است که می‌تواند بدون پردازش طولانی و با سرعت به مغز مخابره شود. به همین خاطر است که اینستاگرام به دلیل تصویری بودن آن و برتری تصویر بر کلمات، پر مخاطب‌ترین شبکه اجتماعی قرن اخیر نام گرفته است. زیرا درصد بالایی از مردم که حتی سواد خواندن و نوشتن ندارند می‌توانند از آن استفاده کنند. در قدیم هم مردمی که سواد خواندن نداشتند، فقط عکس‌های کتاب‌ها را تماشا می‌کردند. این شبکه به مردم عامی که سواد تخصصی بالایی ندارند این امکان را داد که بتوانند در سطح رسانه فعالیت کنند و حتی بدون اطلاع از قوانین نوشته و نانوشته‌ی تولید محتوا در شبکه های اجتماعی رسانه‌ی شخصی خود را داشته باشند.

شما می‌توانید برای دیدن ویدئوهای ویکتور هیگلین همان پاتاگراف بسترهای متفاوتی از جمله یوتیوب (Youtube) و ویمئو (Vimeo) تا پلتفرم پر بیننده تری مانند اینستاگرام را ببینید. او یکی از پرکارترین انیماتورهای این پلتفرم است. ما که مطمئنیم او به آرزویش یعنی کسب لقب سریع‌ترین انیماتور جهان می‌رسد چرا که هم درس این کار را خوانده و هم به صورت خود آموخته کارهای بسیار زیاد و با کیفیتی از خود در فضای مجازی به جا گذاشته است.

از انیمیشن استاپ موشن کاپیتان سه بعدی (CAPTAIN 3D) چه خبر؟

کاپیتان سه بعدی در اصل یک کمیک بوک به همین نام است که در سال ۱۹۵۳ توسط تیم دو نفره‌ی جو سایمون (Joe Simon) و جک کربی ( Jack Kirby) به تصویر در آمده است. این کتاب مصور، اولین قدم برای ساخت و انتشار اولین کتاب‌های مصور سه بعدی قلمداد شده است.

در ابتدای این استاپ موشن، ارادت کارگردان فیلم یعنی ویکتور هیگلین را به نویسندگان اصلی کتاب می‌بینیم. جایی که کاپیتان سه بعدی از کتاب کامیک خود بیرون می‌آید و به داستان فیلم وارد می‌شود.

داستان فیلم کایپتان سه بعدی مربوط به قهرمانی است که در واقع هیچ قدرت ماورایی و توانایی عجیب و شگرفی ندارد و هرچه هست همان نیروی ذهن و توانمندی او در تصمیم‌گیری است. او از کتاب کامیک بیرون می‌آید و چشمش به پوستری روی دیوار میفتد که در آن هشت پایی دختری را در میان بازوان خود اسیر کرده است. کاپیتان عینک سه بعدی خود را به چشم می‌زند و ناگهان همه چیز به صورت سه بعدی درمی‌آید. او در صدد نجات دختر داستان برمی‌آید و در طی تعقیب و گریز خنده‌داری بالاخره موفق می‌شود دختر را از چنگال هشت‌پا نجات دهد. کاپیتان برای این که از شر هشت‌پا راحت شود عینک سه بعدی خود را از چشم برمی‌دارد و در همان لحظه همه چیز حتی دختر مورد علاقه‌اش دو بعدی و مقوایی می‌شوند و او به آرزویش نمی‌رسد.

اولین بار انیماتوری به نام فیل مک نالی (Phil McNally) نسخه‌ی CGI این انیمیشن را ساخت. این ویدئو، داستان بادکنک هلیومی بدجنسی است که بادکنک‌های دیگر را اسیر خود ساخته و با جان و زندگی آن‌ها بازی می‌کند. فیل مک نالی آن‌قدر به این ویدئوی خود دلبستگی دارد که در سال ۱۹۹۰ به طور قانونی نام میانی خود را به Captain 3D تغییر داده است و اکنون نام اصلی او “Phil Captain 3D McNally” است!

در سال ۲۰۱۸ پشت صحنه‌ی استاپ موشن کاپیتان سه بعدی منتشر شد. در این ویدیو پاتاگراف در مورد داستان ساخت این استاپ موشن هم چیزهای جالبی فاش کرده است. گویا قرار بوده که این ایده برای ساخت فیلم تبلیغاتی یک برند گوشی هوشمند استفاده شود. پاتاگراف پیشنهاد می‌دهد که در ساخت این فیلم تبلیغاتی از دو دوربین برای دادن جلوه‌ی بیشتر و بهتر به انیمیشن استفاده شود. البته بعدها برند سفارش دهنده‌ی تبلیغات به دلیل کمبود بودجه ساخت این فیلم را متوقف می‌کند، ولی این ایده همچنان به صورت استندبای در ذهن پاتاگراف بوده تا این که بتواند خودش آن را بسازد.

پس از یک‌سال توقف بالاخره دو تهیه کننده به نام‌های گیزم و ناتالی (Gizem and Nathalie) به پاتاگراف کمک کردند تا بتواند بدون نگرانی از بابت هزینه‌ها، تمامی صورتک‌های مربوط به چهره‌های هالیوودی کاراکترها را با پرینتر سه بعدی بسازد و دکور آن را به بهترین نحو ممکن از طرح به عمل درآورد.

در این ویدئو ۵۰ صورتک برای کاپیتان و ۱۵ صورتک برای کاراکتر دختر ساخته شده است. نکته این که لوکیشن اصلی این استاپ موشن همان استودیوی شخصی پاتاگراف است که در زیرزمین خانه‌اش قرار دارد. این استودیو مملو از وسایل و تجهیزاتی است که یک انیماتور ممکن است لازم داشته باشد. با وجود چنین استودیویی اصلا نیازی نیست که حتی هنرمند از خانه‌ی خود بیرون برود. انیمیشن اینجاست، فقط منتظر دستور است تا ساخته شود.

شبکه‌ی ایستانما

در بزرگترین شبکه اجتماعی استاپ موشن ایران عضو شوید... عضویت در پیج اینستاگرام

مطالب پیشنهادی:

قوانین ارسال دیدگاه در ایستانما

  • چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد و در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران نگنجد، در شبکه ایستانما تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد. در صورت تمایل به درج تبلیغات از طریق گزینه ارتباط با ما اقدام نمایید.
  • چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

    لینک کوتاه:
    0