لوگوی ایستانما

افسانه‌ی ماردوش؛ بزرگترین انیمیشن عروسکی ایران زیر ذره بین

دسته بندی :پایگاه دانش, زیر ذره بین ۲۳ بهمن ۱۳۹۹ شبکه‌ی ایستانما 4355

 

 

تصویری بودن شاهنامه یعنی توصیف جزییات صحنه‌های جنگ، دیالوگ‌های رد و بدل شده بین کاراکترها، احساسات و عواطف کاراکترها نسبت به هم، توصیف رسم و رسوم آن دوره و زمانه، جزییات لباس‌های شخصیت‌های منظومه‌ی شاهنامه و حتی میزانسن و دکوپاژ سکانس‌های اتفاقات آن، شاهنامه را تبدیل به فیلمنامه‌ای آماده برای ساخت در دست هنرمندان کرده است.

افسانه های شاهنامه، فیلمنامه‌ای آماده به ساخت با هر تکنیک و قالب

افسانه ماردوش (The Legend of Mardoush) عنوان انیمیشنی هست که در سال های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۴ (۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵) به کارگردانی حسین مرادی زاده ساخته شد. این انیمیشن که برای ساخت آن از تکنیک استاپ موشن عروسکی (Puppet animation) استفاده شده، به صورت سریالی سه قسمتی و با زمان تقریبی هر قسمت ۱۰۰ دقیقه به تهیه کنندگی مرکز پویانمایی صبا منتشر شده است.
در این انیمیشن زیبا، بیننده شاهد نماهایی پر از جزییات مفصل است که نشان می‌دهد برای ساخت هر یک از این جزییات زحمت زیادی کشیده شده است. نماهای خارجی مانند نخلستان ها، فضاهای بیرونی کاخ، کوچه های شهر و فضای بازار کاملا لانگ شات است و کارگردان ترسی از این ندارد که لنز دوربین را به عقب ببرد و تمام دکور پر هزینه و زیبای کار را به معرض نمایش می‌گذارد. به نظر می‌رسد که نویسنده فیلم نامه نیز با اطلاع از توانمندی کارگردان و تیم عوامل سازنده، با خیال راحت و دست باز آن را نوشته و سعی در مخفی کردن جزییات زیبا و درخشان اثر نداشته است.
عروسکهای پوشیده شده با نمد و کچه در این انیمیشن، بسیار با دقت ساخته شده‌اند. کسانی که با توجه به ذهنیت قبلی خود نسبت به انیمیشن سازی در ایران، این انیمیشن را از تلویزیون دیده‌اند، نمی‌توانند باور کنند که این انیمیشن محصول صددرصدی ایران باشد. زیرا هم در ساخت عروسکها و دکورها و لوازم صحنه، و هم در نرمی و انعطاف حرکت‌های پاپت‌ها کم‌ترین اشکال و ایراد را می توان دید و اثری از سهل انگاری و عبور از روی جزییات دیده نمی‌شود. در فیلمنامه هم جزییات زیادی وجود دارد و تمامی آنها در جریان فیلم قابل مشاهده است.

معرفی عوامل سازنده انیمیشن افسانه ماردوش

Hossein-MoradiZadeh

حسین مرادی زاده

کارگردان انیمیشن

حسین مرادی زاده کارگردان انیمیشن ماردوش، متولد سال ۱۳۴۷ بوده و عمده فعالیت وی معطوف به حوزه نقاشی و عکاسی می شود. او که در بین سال های ۸۱ تا ۸۴ درگیر ساخت انیمیشن سریالی ماردوش بود، با اینکه انتظار می رفت تا بعنوان یک عضو کلیدی و موثر در تولید پروژه ای به این عظمت، بتوان سال های بعد هم او را در موقعیت  سازنده انیمیشن های استاپ موشن ببینیم، اما این اتفاق نیفتاد.

با اینکه مرادی زاده طی سالهای بعد چند پروژه کوتاه استاپ موشن را ساخت و حتی بعنوان مدرس نیز آموزش انیمیشن را شروع کرد، اما نمی توان آن ها را با توجه به پتانسیل زیادی که این عرصه دارد به عنوان فعالیت های بسیار موثری قلمداد نمود. بخشی از این کم کاری به خاطر فعالیت مرادی زاده در سِمَت نقاش و عکاس بود که طی سال های اخیر هم شدت گرفته و تقویت شده است.

بخشی را هم می توان حاصل نتیجه فعالیت های مجری طرح دانست که علیرغم قول هایی که برای راه اندازی موزه و جمع آوری ماکت ها و کارکترهای این انیمیشن عظیم در مکانی مشخص دادند اما در نهایت به تخریب و از بین بردن کلیه لوکیشن و سوژه های درون صحنه رسید که باید دید آیا این رفتار شایسته چنین آثار فرهنگی فاخری هست یا نه!

مرادی زاده از سال ۱۳۹۶ به سمت خزانه داری آسیفای ایران منصوب شد و در حال حاضر نیز در این جایگاه فعالیت می کند.

فریدون دانشمند

نویسنده فیلمنامه

برادران در این سرزمین هرگز با هم دشمن نمی‌شوند! نویسنده‌ی این جمله و تمامی فیلمنامه‌ی این انیمیشن، فریدون دانشمند است. او متولد ۱۲ دی ۱۳۳۰ در شهر سنندج بوده و بعنوان فیلم‌نامه‌نویس، نویسنده و نمایش‌نامه‌نویس فعالیت دارد. تحصیلاتش را در رشته هنر در انستیتو هنر آموزش و پرورش ادامه داد و تحصیلات را در رشته جامعه‌شناسی ناتمام گذاشت.

دانشمند فعالیت خود را از طریق نمایشنامه نویسی آغاز نمود و علاوه بر فیلم‌نامه‌نویسی به عنوان دبیر به تدریس در آموزش و پرورش پرداخت.

 

در کارنامه هنری فریدون دانشمند چندین فیلمنامه با عناوین زیر وجود دارد:
دره هزار فانوس (۱۳۷۲)
بانی چاو (۱۳۷۴)
شهرآشوب (۱۳۸۴)
سرزمین خواب (۱۳۹۰)

به جز فیلمنامه‌های سینمایی، فریدون دانشمند نویسنده‌ی بیش از ده ها فیلمنامه‌ی سریال و فیلم تلویزیونی نیز بوده است.

behzad-abdi

بهزاد عبدی

آهنگساز

موسیقی انیمیشن “ماردوش” کار بهزاد عبدی آهنگساز ایرانی است. او متولد فروردین ۱۳۵۲ و دانش آموخته‌ی متالوژی از دانشگاه صنعتی شریف می باشد. او به دلیل علاقه به آهنگسازی برای ادامه تحصیل در این رشته به اوکراین رفت. البته وی آموزش‌های اولیه موسیقی را نزد فرهاد فخرالدینی آموخته است.

در سال ۱۳۸۷ جایزه بهترین موسیقی مسابقه ورزش و آواز را برای قطعه “پهلوان” از آکادمی ملی المپیک و در سال ۱۳۸۸ سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را برای موسیقی فیلم” آل” دریافت کرد و در سال ۱۳۹۰ تندیس سرو طلایی بهترین موسیقی پویانمایی را برای “افسانه ماردوش” در جشنواره تلویزیونی جام جم از آن خود کرد. بهزاد عبدی در زمینه موسیقی کودکان نیز آثاری مانند “سرزمین سبز” ، “درخت و رود” و “مهربانی آب” را از خود به جا گذاشته است.
مهم‌ترین اثر این آهنگساز، “اپرای حافظ” است که اثری است عروسکی و فاخر و به یاد ماندنی.

abdolazim-azarkheil

عبدالعظیم آذرخیل

سازنده‌ی عروسک‌

اشاره به تک تک افراد گروه بزرگ سازندگان در مجموعه “ماردوش” در این مقاله نمی‌گنجد. از بین آن‌ها تنها به یک مورد اشاره می‌شود: آقای عبدالعظیم آذرخیل متولد ۱۳۵۴ و فارغ التحصیل رشته مجسمه‌سازی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران می باشد. او همچنین مربی فرهنگی و هنری کانون پرورش فکری است و در چند دوره داور بخش سفالگری مسابقات و جشنواره های هنری بوده است.

عظیم آذرخیل علاوه بر ساخت عروسک برای استاپ موشن “ماردوش”، مجسمه هایی با الهام از صحنه‌های شاهنامه دارد. مجسمه هایی مانند مجموعه رستم و سهراب، ضحاک مار به دوش و … از جمله آثار اوست. وی علاوه بر این، در ساخت المان‌های شهری و آثار حجیم برای نصب در میادین و فضاهای باز شهری به سبک آبستره نیز تجربیاتی دارد.

سایر عوامل سازنده انیمیشن ماردوش:

دستیار کارگردان: حمید رضا دارستانی

مدیر فیلمبرداری: کامیاب درویشی

تدوین: حسین مرادی زاده

دستیار تدوین: خلیل گرجی

مدیر صدا:محمد حسین ذاکری

سرپرست گویندگان: سعید مظفری

طراح استوری بورد (فیلمنامه مصور): ابراهیم وطن دوست

طراح کاراکترها ( شخصیتها): داوود مقدمی- محمد معین صمدی- شهرام شیرزادی

طراح لباس: ندا غیوری

انیماتورها: ابوالفضل کیهانی- آسیه هندی- شکیبا شعبانی- حمید محمدی- مهران ویسی

طراح دکور: محمد معین صمدی- ابراهیم وطن دوست

دکوراتور: ابوالفضل پورصالحی

در زمینه ساخت لوازم صحنه، دکور و عروسک‌ها، لیست افراد سازنده طولانی است. همان‌گونه که در این لیست با کمال شگفتی می‌بینیم، گروه سازندگان سر عروسک‌ها، دست‌های عروسک‌ها، کفش عروسک‌ها، سازندگان اسب‌ها، لباس‌ها، مجسمه‌های دکورها، جلوه های ویژه رایانه‌ای، گروه گویندگان و تمامی جزییات فیلم جدا هستند و هر یک تیمی دو الی سی نفری در خود دارند.

تماشای آنلاین نسخه کامل انیمیشن استاپ موشن " افسانه ماردوش"

این انیمیشن در سه اپیزود حدودا یک ساعت و نیمه ساخته شده است که از این نظر در نوع خود بی‌نظیر است. نشاندن تماشاگر در پای فیلم به مدت بیش از یک ساعت، کار بسیار سختی است که تیم سازنده‌ی این انیمیشن تا حد زیادی، از عهده آن برآمده اند.

قسمت اول - جام جهان بین

داستان با پادشاهی کیومرث آغاز می‌شود. در اوایل فیلم ، از انیمیشن خبری نیست و مقدمه‌ی داستان با نمایش چند طراحی بسیار قوی روایت می‌شود. داستان کشته شدن سیامک، کشف آتش، جشن سده، پادشاهی هوشنگ، نقش دیوان در سرنگون کردن طهمورث و چند داستان دیگر همه، مقدمات نمایش پادشاهی جمشید را فراهم می‌کنند.

جمشید در ابتدا حل کننده اختلافات مردم بر سر آب و دیگر داستان‌های مربوط به کشاورزی و امرار معاش مردم است. سپس در آتش کین کسی گرفتار می‌شود و برای یافتن راز آتش افروز ناشناس، به قصد دیدار شهرسپ نیک اندیش به البرزکوه می‌رود. شهرسپ نیک اندیش به جشمید می‌گوید که باید با بیناترین چشم، شنواترین گوش، تواناترین بازو و به همراهی طبیبی حاذق، و آهنگری چیره دست و نوازنده‌ای زبردست و رهبری دانا به سفری برود تا جام جهان بین را از چنگ اهریمن درآورد.

جام جهان بین در متون قدیمی، به جامی گفته می‌شود که تمام اتفاقات عالم در آن دیده می‌شد. این جام در اصل نزد کیخسرو بود، اما به دلایلی همچون مشهورتر بودن جمشید و همچنین هم آوایی نام “جام” و “جم” (جمشید) ، در سنت ادب فارسی این جام را به او نسبت دادند و نام جام جم یا جمشید بر آن گذاشتند. ولی در کارکرد این جام در بین نویسندگان قدیمی تفاوت دیدگاه وجود دارد. بعضی ها آن را افسانه می‌خوانند و بعضی دیگر آن را نمادین و دارای معنایی عرفانی می‌دانند.

گروهی نیز می‌گویند که جام جهان بین در اصل، خرد انسان است که همواره باید پاک و زلال باشد تا انسان را در درک جهان همراهی کند. عده ای دیگر هم می‌گویند که منظور از جام جهان بین همان آب است که اولین آیینه‌ی انسان نخستین به شمار می‌رود.

در اسطوره‌ها آمده است که این جام نزد هرکسی باشد قدرتی ماورایی به او می‌دهد که می‌تواند بر جهان حکم براند. به همین خاطر در داستان‌ها و افسانه‌های قدیمی، بر سر تصاحب آن همیشه کشمکش وجود داشته است.

قسمت دوم - آژی دهاک

در این اپیزود، داستان ضحاک از قبل از پادشاهی شروع شده و روایت‌گر حوادثی است که در انتها منجر به تکیه زدن او بر اریکه سلطنت می‌شود. فیلم به شخصیت پست و رذل ضحاک می‌پردازد و در ادامه، شیطان در سه قالب پیر دانا، خوالیگر (آشپز) و پزشک بر ضحاک نمایان می‌شود و مقدمات رقم خوردن تراژدی هولناک ضحاک مار به دوش را فراهم می‌کند. پادشاهی ضحاک هزار سال طول می‌کشد و در این دوره سیاه و طولانی، هر روز مغز دو جوان خوراک آن دو مار که بر دوش ضحاک روییده‌اند می‌شود.

 

تراژدی: داستانی‌ست که از اتفاقات بد در آن گریزی نیست و حل شدن گره های داستان، پایان خوشی ندارد. یعنی گره‌های داستان چه حل شوند و چه در همان حال بمانند، بالاخره جان چند نفر در این بین فدا می‌شود و خسارت های زیادی به بار می‌آید.

 

توضیحات بیشتر:

گروهی از زبان شناسان بر سر مساله نام پدر ضحاک با شاهنامه پژوهان اختلاف دارند. به نظر آنان نام پدر ضحاک مرداس نبوده بلکه مرداس تنها لقب ضحاک است. زبان شناسان با توجه به ساخت کلمه “کرکس” که به معنی خورنده ی کِرک (مرغ در زبان قدیم ایران و در مازندرانی امروزی) است به این نتیجه رسیده‌اند که پسوند اس به معنی خورنده است. مرداس هم با تعمیم این ساختار می‌تواند به معنی خورنده ی مرد باشد که اشاره‌ای‌ست به خوردن مغز جوانان توسط ضحاک و نمی‌تواند نام پدر او باشد. یعنی “ضحاکِ مرداس” اضافه بنوت نیست. بلکه ترکیبی از نام و لقب است.

نکته جالب دیگر، نام آژی‌دهاک است که به مار یا اژدها هم اشاره دارد. جالب این جاست که در زبان مازندرانی به کِرم، اَجیک گفته می‌شود که به نظر می‌رسد دگرگون شده‌ی کلمه‌ی اژی دهاک باشد. زبان مازندرانی ریشه در زبان پهلوی قدیم دارد و ریشه تمامی این زبان‌ها به زبان هند و اروپایی می‌رسد.

قسمت سوم - نبرد فریدون

این اپیزود با صحنه ی کشتن کودکان و نوزادان، پس از خواب وحشتناکی که ضحاک دیده، آغاز می‌شود. تنها نوزادی که از این کشتار وسیع و بیرحمانه نجات می‌یابد فرزند زنی به نام فرانک است. این نوزاد فریدون نام دارد و پیش گاوی به نام برمایه بزرگ می‌شود. راز زنده ماندن فریدون توسط خیانت پیشه ای آشکار شد و به گوش ضحاک رسید. پس ضحاک با لشکری به قصد از بین بردن فریدون حرکت کرد. ولی ارنواز و شهرناز ، فرانک را از نیت ضحاک آگاه کرد و فرانک تصمیم گرفت فردوین را به البرزکوه و به نزد شهرسپ دانا ببرد. ضحاک وقتی با جای خالی فریدون روبرو شد، از خشم و عصبانیت، برمایه را کشت.

 

“ضحاک در آینه پاک و زلال وجود فریدون، سرنوشت شوم خود را می‌بیند و از ان می‌هراسد، برای همین است که کمر به قتل فریدون بسته است.”

ظلم و ستم ضحاک تا به آن‌جا می‌رسد که سرانجام فریدون قیام می‌کند و بساط حکومت ضحاک را در هم می‌پیچد. سپس او را در غاری در البرزکوه به زنجیر می‌کشد.

علت اینکه به فریدون امر می‌شود ضحاک را نکشد و فقط او را در غاری به زنجیر بکشد، این است که قتل گناهی‌است نابخشودنی و هر کسی مرتکب آن شود و به هر دلیلی باشد، بد و ناپسند است و باید زنجیره‌ی این گناه، در جایی قطع شود و خشونت متوقف گردد.

نقدی بر این انیمیشن سریالی

اگر بخواهیم به نقاط ضعف فیلم هم اشاره‌ای داشته باشیم، می‌توانیم روی ضرباهنگ کُند روایت بخش‌های غیر جنگی آن انگشت بگذاریم. اگر به عوامل موفقیت انیمیشن‌های خارجی نگاهی کنیم، پی می‌بریم که یکی از دلایل موفقیت این نمونه‌های خارجی، استفاده از ریتم تند و هیجان انگیز در ارائه داستان است.

انیمیشن‌های خارجی که داستان‌های پرکشش و جذابی دارند، ذوق و سلیقه بیننده را به سمت هیجان و تکاپوی کاراکترها برده اند. و این انیمیشن مخصوصا در ابتدای فیلم این هیجان را به بیننده انتقال نمی‌دهد. از آنجا که جهان به دهکده ای کوچک تبدیل شده است و وقتی اثری هنری ساخته می‌شود همه جهان بیننده آن هستند، باید در کارهای بعدی، سعی بر دست یافتن به زبانی جهانی باشد و سلیقه اکثریت مردم در نظر گرفته شود.

به نظر می‌رسد که نوشتن دیالوگ‌ها به زبان باستانی و قدیمی، باعث کند شدن ضرباهنگ فیلم شده است. زیرا در صحنه های جنگی و اکشن، ضرباهنگ فیلم تند و هیجان انگیز میشود و خبری از کسالت نیست.

 

جک(جانی دپ): پسر جون! دفعه بعد که شمشیر کشیدی، آخرین نفری باش که کشته می‌شه….!

برای مقایسه نمونه موفق در سطح جهانی، یادی می‌کنیم از فیلم دزدان دریایی کاراییب (Pirates of the Caribbean) با دیالوگ‌های درخشانش و بازی عجیب و غریب و به یاد ماندنی جانی دپ (johnny depp) با صدای دورگه و زیبایش و از همه مهم‌تر، نوع بیان دیالوگ‌ها. به نظر می‌رسد که برای محبوبیت و موفقیت یک اثر، راهی به جز جذب بیننده از طریق گنجاندن طنز موقعیت و طنز کلامی در اثر باقی نمی‌ماند.

جک اسپارو (Jack Sparrow) با کلمات می‌رقصد، دستور زبان را بهم می‌ریزد، جملات را کوتاه می‌کند، در چشم مخاطب خود زل می‌زند و واقعیت را طوری بیان می‌کند که مخاطب فکر می‌کند دارد دروغی آشکار می‌شنود. او با استفاده از کمترین کلمات موجود در جمله، کوبنده ترین حقیقت را طوری بر سر شنونده می‌کوبد که او را بر جای خود میخکوب می‌کند.

این عناصر طنز در متون کهن ایرانی هم به چشم می‌خورد. نمونه وطنی طنز کلامی و حاضر جوابی در مناظره خسرو و فرهاد وجود دارد. فرهاد در عین رعایت احترام مقام پادشاهی خسرو، با استفاده از مغالطه در کلام، پاسخ‌های سربالا می‌دهد و او را در این مناظره شکست می‌دهد و خواننده از شنیدن حاضر جوابی‌های هوشمندانه و طفره رونده‌ی فرهاد لذت می‌برد.

 

نمونه‌ای دیگر از طنز کلامی در اشعار رندترین شاعر ایران، حافظ وجود دارد. شعر حافظ پر از طنز است و شوخی. البته طنز کلام حافظ به قهقهه منجر نمی‌شود. بلکه لبخندی درونی بر لب روح خواننده می‌نشیند و حاضر جوابی حافظ انسان را به وجد می‌آورد.

در پایان این بحث نمی‌توان از جک اسپاروی وطنی موجود در شعر پروین اعتصامی به راحتی رد شد و یادی از او نکرد. مردی مست در نیمه شب در کوچه های شهر می‌رفت که محتسب یا همان پلیس، به جرم زیر پا گذاشتن قانون، جلویش را گرفت و مرد مست با استفاده از طنز کلامی توانست محستب را در جدال کلامی مغلوب کند.

گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه                      گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست

گروه صداپیشگان افسانه ماردوش

hossein-erfani
مرحوم حسین عرفانی
fariba-ramezanpour
فریبا رمضان‌پور
سعید مظفری

گروه صدا پیشگان فیلم از آقایان سعید مظفری و مرحوم حسین عرفانی گرفته تا خانمها فریبا رمضان‌پور و ناهید امیریان و باقی دوبلورهای خوش صدا و خوش الحان، همگی نقش موثری در جا افتادن نقشهای انیمیشن داشته اند. ولی صد حیف که همان گونه که در بالا گفته شد، حتی دیالوگ‌های طنز در این سریال با خشکی و عصاقورت دادگی ادا می‌شوند و خبری از انعطاف و طنز برای جذب مخاطب نوجوان نیست.

ای کاش این گروه صداگذاری و گویندگی عالی و بی‌نظیر با کیفیتی بالا در سطح جهان، کمی طنز را دستمایه کار خود میکردند تا فیلم از خشکی درآید و مخاطب بیشتری را جذب کند.

علت این امر می‌تواند این باشد که شاهنامه اثری است حماسی و در خواندن اشعار حماسی باید از لحنی فاخر و محکم و استوار استفاده کرد. اما باید توجه داشت که در این جا با شعر سروکار نداریم. انیمیشن الزامات خود را دارد و جذب مخاطب نوجوان باید در دستور کار اصلی سازندگان اثر باشد. مخاطب نوجوان برای نشستن پای یک اثر هنری، شرطی دارد. او تشنه جذابیت و هیجان است، نه لحن اسطقس دار و محکم.

لحن خشک و جدی برای نوجوان، خسته کننده و ملال آور است. به ویژه آن که همه شخصیت‌ها، از ضحاک و فریدون گرفته تا کودک و کارگر و زن و مرد، همه با لحنی یکسان و طبق قالبی از پیش تعیین شده حرف می‌زنند و در حرف زدن خود حتی در صحنه های طنز، مثل صحنه ی مداوای مردی که گردنش درد گرفته بود توسط برزویه‌ی حکیم، اثری از طنز در لحن حرف زدن گویندگان به گوش نمی‌رسد. به عبارت دیگر می توان گفت که نویسنده فیلمنامه در شخصیت پردازی موفق نبوده است.

جوایز کسب شده توسط انیمیشن افسانه ماردوش

  • تندیس نقره در بخش بهترین فضاسازی از پنجمین جشنواره پویانمایی تهران به کارگردان در سال ۱۳۸۵
  • تندیس سرو طلایی در بخش بهترین موسیقی از نخستین جشنواره تلویزیونی جام جم در سال ۱۳۹۰
  • تندیس سرو طلایی در بخش ویژه برای بهترین کارگردانی از نخستین جشنواره تلویزیونی جام جم در سال ۱۳۹۰
  • نامزد بهترین طراحی لی اوت و ترکیب بندی پویانمایی (عبدالعزیز درویشی، ابراهیم وطن‌پرست و معین صمدی)، بهترین دوبله پویانمایی (سعید مظفری) و بهترین اثر پویانمایی بلند، مجموعه و سریال در نخستین جشنواره تلویزیونی جام جم در سال ۱۳۹۰
  • نامزد بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین انیماتور و بهترین دستاورد فنی-هنری در بخش پویانمایی دومین جشنواره بین‌المللی فیلم ویدئویی یاس در سال ۱۳۹۳

تهیه کننده اثر، مرکز پویانمایی صبا

مرکز پویانمایی صبا مرکزی است فرهنگی تحت مدیریت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که با هدف تولید محصولات چند رسانه‌ای و انیمیشن، در سال ۱۳۷۴ تاسیس شده است. این مجموعه بعنوان بزرگترین مرکز تولید انیمیشن در ایران فعالیت می کند.

در سایت این مرکز مکان دسترسی به آثار جدید و قدیمی وجود دارد. در ضمن گشت و گذار در انیمیشن های تولید شده در این مرکز می‌توان به موضوعاتی رسید که با الهام از شاهنامه‌ی فردوسی ساخته شده اند و این نشان می‌دهد که همان گونه که پیشتر اشاره شد، هنرمندان به ظرفیت سینمایی این اثر عظیم پی برده‌اند و سعی می‌کنند موضوعات انیمیشن های خود را به سمت و سوی فرهنگ پهلوانی ببرند تا از این طریق هم آثار فاخری به دنیا عرضه شود و هم فرهنگ و هنر و تمدن باستانی ایران به جهان شناسانده شود.

از میان این آثار می‌توان به قلب خورشید اشاره کرد که هر چند به روش استاپ موشن ساخته نشده و از نوع انیمیشن رایانه‌ای دوبعدی است ولی مضمون زیبا و جذاب و نحوه پرداخت موضوع ، باعث زیبایی اثر شده است.

بازی رایانه‌ای افسانه ماردوش، عنوانی که حمایت بیشتری را می طلبد

شرکت‌های عروسک سازی، برای فروش بیشتر عروسک های خود، ابتدا انیمیشنی با حضور تمامی عروسک های تولید شده در شرکت خود می‌سازند و سپس تلاش می‌کنند تا محصولاتشان را با انواع مدیاهای دیگر از جمله بازی های رایانه ای، فیلم، تئاتر، سریال، فروش لوازم صحنه و دکور و حتی جلد لوازم التحریر و کیف و کفش به خانه های خریداران ببرند. مورد پیشرفته تر این موضوع را می‌توان در ساخت و احداث دیزنی لندهای مختلف در سراسر جهان دید که در آن از انواع مختلف رسانه برای بازسازی صحنه های انیمیشن محبوب کودکان استفاده می‌شود و تا جایی که حتی بزرگترها را نیز به وجد می‌آورد.

این موضوع در ایران به نوعی هنوز مغفول مانده و در دستور کار نبوده است. ولی با این حال از آن‌جا که این انیمیشن قابلیت اکشن و غلبه نیروهای خیر و شر بر یکدیگر را دارد، بازی این انیمیشن نیز به بازار آمده است و می‌تواند محمل خوبی برای استقبال از آن و شناساندن آن به بینندگان باشد. در نهایت این امر موجب آشنا شدن نوجوان با شاهنامه می‌شود.

شبکه‌ی ایستانما

در بزرگترین شبکه اجتماعی استاپ موشن ایران عضو شوید... عضویت در پیج اینستاگرام

مطالب پیشنهادی:

قوانین ارسال دیدگاه در ایستانما

  • چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد و در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران نگنجد، در شبکه ایستانما تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد. در صورت تمایل به درج تبلیغات از طریق گزینه ارتباط با ما اقدام نمایید.
  • چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

  1. علی مجاور گفته؛
    14:24 1400/04/30

    توضیحات خوبی بود.. بنظرم این اثر شاهکاری است. اینقدر خوب بوده که بارها تماشایش کرده ام. در مورد ایرادات کمی با کندی کار موافقم اما بنظرم نمیشود از اثری عظیم چون این ابر داستان شاهنامه براحتی گذشت. در مورد دیالوگها مخالفم. دیالوگها نقطه قوت کار است در کنار دوبله. اثر فقط برای نوجوانان نیست. اما نوجوانان هم باید با آثار فاخر کنار بیایند، نه اینکه لقمه راحت بجوند. این ایراد درست نیست. کار تراژیک و عظیم است و حماسی. نسل نوجوان باید بتواند با کلمات و ادبیات جدی و فاخر روبرو شود. سپاس از همه این بزرگان در خلق عظیم ترین حماسه تاریخ

    • بهارک همتی گفته؛
      09:44 1400/04/31

      با درود بر شما و سپاس از رای نیکویتان. من نیز چون شما به شاهنامه این خداینامه ایران باستان عرقی عظیم دارم و بر آنم که این نامه باستانی سالها از رای و اندیشه نوجوانان این سرزمین پیشتر است . لیک چه باید کرد که نوجوانان سرزمین ما در تور راحت طلبی گرفتار امده اند و روحشان با دیو تنبلی کرخ شده است. پس در این میان برای آنکه لااقل آشتی میان شاهنامه و نسل نوجوان برقرار شود چاره ای جز آن نیست که زبان همدلی پیشه کنیم و رای نوجوان را به سوی فرهنگ باستانی ایران زمین بازگردانیم… این وظیفه ملی همه هنرمندان این خاک پاک سوخته است.
      برآانم که نویسندگان قدرتر و کارآزموده تری در کشور ما هستند که میتوانستند فیلمنامه این کار را بسیار زیباتر و دراماتیکتر از این به رشته تحریر درآورند.
      امید آن که در کارهای بعدی چنین شود.

  2. علی مجاور گفته؛
    15:20 1400/04/30

    با درود..سپاس از پرداختنی هرچند اندک در مورد اثری فاخر. بنظرم در مورد نقاط ضعف تا حدودی با کند بودن موافقم، هرچند برای نمایش اثری شاهکار و جزییات چنین ابر داستانی زمان مناسب بود و شخصا بارها تماشایش کردم. در مورد نقد دیالوگها مخالفم. دیالوگها و دبله نقاط قوت کارند. اولا اثر فقط برای نوجوانان نیست! در ثانی اگر فقط نسل نوجوان مخاطب باشد توجیهی بر جدی نبودن دیالوگ ها نیست. نسل نوجوان بهتر است با آثار فاخر روبرو شوند و ذهن شان با کلمات و واژگان فاخر پر شود. نباید کار را تسهیل کرد آن هم برای شاهکاری تراژیک، حماسی و شاید عظیم ترین داستان تاریخ.

  3. نگار گفته؛
    11:11 1400/10/01

    در کمال تعجب نمیدونم چرا با وجود این اثر فاخر ایران دیگه برای ساخت استاپ موشن حرکتی نکرد و این توان مندی و بلند پروازی در همان نطفه خفه شد من استاپ موشن های زیادی ندیده ام که بتونن با این اثر حتی رقابت کنند ،به چز استودیو لایکا و چند کارگردان بزرگ در دنیا دیگران دست به ساخت استاپ موشن های با کیفیت نمیزنند و همین به معنی وجود فضا برای رقابت جهانی ایران به شمار میره و پتانسیل رقابت ایران در جهان وجود داره ولی در کمال تعجب این استاپ موشن اولین و اخرین استاپ موشن باکیفیت ایرانی شد و هرگز تجربه و توانایی که در ساخت این پروژه کسب شده بود در پروژه دیگری به کار برده نشد؛درواقع انگار ذوق عوامل استاپ موشن در ایران در نطفه خفه شده باشه……
    دلیلش واقعن چیه؟؟؟
    کسانی که این هنر و توانایی رو کسب کردن الان دارن چیکار میکنن؟ ایا واقعن هیچ حمایتی از استاپ مدشن به عمل نمیاد و همه افراد این رشته به ناچار کنار کشیده اند؟؟؟

  4. vahid گفته؛
    13:50 1401/04/31

    خیلی انیمیشن قشنگیه و یه کم افسوس و حسرت امثال من رو بخاطر نداشتن فیلم و سریال درباره شاهنامه تسکین داد. هم فیلمنامه و داستانش خوب و جذابه هم عروسک ها خوب طراحی شدند هم موسیقیش قشنگه و هم کارگردانیش به نظر من خیلی خوب بود. در ضمن دوبله اش هم خیلی خوب دراومده البته به استثنای صدای فریدون که به نظرم اگه بجاش آقای سعید مظفری حرف میزدن خیلی عالی میشد. در کل من از این انیمیشن خیلی خوشم اومد و به نظرم اونطور که باید قدرش دونسته نشده

  5. مهدی گفته؛
    14:06 1402/05/08

    لب مطلب را بگویم: “افسانه ماردوش” بهترین برگردان تصویری از شاهنامه و قابل قیاس با “ارباب حلقه ها” و “گیم آو ترونز” است. شاهکاری قدرندیده است. “آخرین داستان” انیمیشن پرجزئیات و ارزشمندی است اما به گمانم اگر امروز فردوسی زنده بود و می خواست انیمیشن بسازد سه گانه “افسانه ماردوش: جام جهان بین، آژی دهاک و نبرد فریدون” را می ساخت. یعنی تا این حد جهان فردوسی را زنده کرده. اغراق نمی کنم اگر بگویم می شود این سه گانه را برای سازندگان سریال های “خاندان اژدها” و “حلقه های قدرت” (و همین طور به خیل فیلمسازان پر ادعای وطنی) نشان داد تا یاد بگیرند این طور کارها را چطور باید ساخت. تاثیرش به حدی است که در دستاورد عظیم سریال سازی ما یعنی “مختارنامه” هم آثاری از “افسانه ماردوش” دیده می شود. بی دلیل نیست که سازنده اش دیگر انیمیشن بلند نساخته. فیلمسازان بزرگ معمولا بعد از ساخت یک شاهکار یا دیگر کار نمی کنند یا با آثار ضعیف تر زندگی را ادامه می دهند. حسین مرادی زاده قطعا خودش می دانسته چه شاهکاری ساخته و نخواسته به هر قیمت ادامه دهد.

لینک کوتاه:
0