لوگوی ایستانما

۱۰ ویژگی جالب و منحصر به فرد فیلم های وس اندرسون (Wes Anderson)

دسته بندی :ایستاپلاس, پایگاه دانش ۱۱ اسفند ۱۳۹۹ شبکه‌ی ایستانما 1804

 

 

وس اندرسون (Wes Anderson) یکی از شاخص‌ترین فیلم نامه نویسان دنیای مدرن امروز است. او در هر فیلمی که می‌سازد، ردپایی از نبوغ خود را به جا می‌گذارد. الهامات او در فیلمنامه نویسی ریشه در آثار گذشتگان دارد. او روایت‌گری را از فرانسوا تروفو (François Truffaut) ، زیبایی شناسی را از استنلی کوبریک (Stanley Kubrick) ، دیالوگ نویسی را از مایک نیکولز (Mike Nichols) ، سرعت و ریتم را از اسکورسیزی (Martin Scorsese) و شکوه و عظمت در صحنه‌های فیلم را از اورسون ولز (Orson Welles) وام گرفته است.

طرفداران وس اندرسون به راحتی می‌توانند آثار او را از روی امضاهایش تشخیص دهند. نحوه پرداخت او به موضوع، سبک او در چینش صحنه و جلوه‌های دیداری و شخصیت‌پردازی‌های چند بعدی او، همگی یونیک هستند و کسانی که با سبک او آشنا باشند، می‌توانند از روی همین ویژگی‌ها متوجه شوند که وس اندرسون پشت چه کارهایی حضور دارد.

در ادامه با هم چند امضای شاخص وس اندرسون را مرور میکنیم.

۱۰.

استفاده از عروسک‌ها و مدل‌های حقیقی غیر رایانه‌ای

وس اندرسون جزو آن دسته از فیلمسازانی است که هنوز به جلوه‌های ویژه‌ی حقیقی باور دارند. او در فیلم‌هایش در مواقع لزوم به جای بازیگرانش از آدمک‌هایی در مقیاس‌های متفاوت استفاده می‌کند. و گاهی برای پرداخت بهتر و استادانه‌تر صحنه‌هایی که نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارند و ساخت آن‌ها راحت نیست، از استاپ موشن، ماکت‌های کاملا شبیه سازی شده، تکنیک‌های خیمه شب بازی و نخ‌های نامریی بهره می‌گیرد. 

بله درست حدس زدید، در صحنه‌ی تعقیب و گریز با اسکی در فیلم هتل بزرگ بوداپست (The Grand Budapest Hotel) از همین تکنیک‌ها استفاده شده است. در اینجا بین فرم و محتوا کاملا هماهنگی وجود دارد، زیرا همان‌گونه که قهرمانان فیلم‌های وس اندرسون تلاش می‌کنند تا برای رهایی از موقعیت‌های خطیر، به صورت غریزی از تجربیات قبلی خود استفاده کنند، کارگردان هم در ساخت صحنه‌های فیلم از ماکت‌های حقیقی استفاده می‌کند.

دلبستگی وس اندرسون به مدل‌های حقیقی با فیلم زندگی آبزی استیو زیسو (The Life Aquatic of Steve Zissou) آغاز شد. او در این فیلم برای نشان دادن کارخانه کشتی‌سازی از ماکت، و همچنین به جای کوسه‌ی ببری از عروسک آن استفاده کرد. او بعدها از این تجربیات و مهارت خود در استفاده از ماکت، در ساخت فیلم‌هایی چون آقای فاکس شگفت انگیز (Fantastic Mr. Fox) و جزیره‌ی سگ‌ها (Isle of Dogs) بهره‌ی فراوانی برد.

۹.

نسبت ابعاد فیلم های وس اندرسون

نسبت ابعاد یعنی نسب طول و عرض قاب تصویر به یکدیگر. با پیشرفت تکنولوژی فیلمسازی، نسبت‌های جدیدی در قاب‌های تصاویر فیلم به وجود آمده است و گاهی همان نسبت‌های قبلی اصلاح شده‌اند. همه‌ی تصاویر متحرک با یک قاب ثابت به نمایش در نمی‌آیند. کارگردان بنا به مصلحت فیلمی که می‌خواهد بسازد و بر طبق منظوری که می‌خواهد از آن تصویر به بیننده برساند از قاب‌هایی با سایزهای متفاوت استفاده می‌کند.

وس اندرسون برای این که بتواند نشان دهد که اتفاقات و ماجراهای فیلم مربوط به چه دوره‌ای از تاریخ هستند، در فیلم‌هایش از این قابلیت، یعنی تغییر نسبت ابعاد تصویر، بیشترین استفاده را می‌کند. این مورد در فیلم هتل بزرگ بوداپست از سایر فیلم‌ها بیشتر به چشم می‌آید. او از سه قاب متفاوت برای تصاویر این فیلم استفاده کرده است تا نشان دهد که زمان‌های اتفاقات فیلم با هم تفاوت دارند. او برای نشان دادن دهه‌ی ۱۹۳۰ از ابعاد ( ۳۷/۱:۱) ، برای دهه‌ی ۱۹۶۰ از ابعاد (۲.۳۵:۱) و برای نمایش اتفاقات فیلم در دهه‌ی ۱۹۸۰ از ابعاد (۱.۸۵:۱)  استفاده کرده است!

۸.

انتخاب هوشمندانه اسامی برای کاراکترها

فیلم‌های وس اندرسون ترکیبی ست از دنیایی بسیار استادانه با فرهنگی کاملا مشخص و انسان شناسانه. کاراکترهای فیلم‌های اندرسون متعلق به فرهنگ مشخصی هستند، خواه فرهنگی تلفیقی مانند فرهنگ مردم در اروپای مرکزی، و یا فرهنگی سنتی و بسته و کاملا بومی مانند ژاپن، او این مشخصه‌ی تعلق را در قهرمانان فیلم‌هایش شاخص می‌کند و بسط و گسترش می‌دهد.

 این تعلق به فرهنگ مشخص را می‌توان از نام‌هایی که او برای  کاراکترهایش انتخاب می‌کند متوجه شد. مثلا در فیلم خانواده‌ی اشرافی تننبام (The Royal Tenenbaums) اشخاص نام‌های سلطنتی دارند. مانند اتلین تننبام و رالی سنت کلر. در فیلم هتل بزرگ بوداپست نامهایی مانند ژاپلینگ (Jopling)، کوواکس (Kovacs)، هنکلز (Henckels) و کلاتیلد (Clotilde) را مشاهده می‌کنیم که تداعی کننده‌ی فرهنگ اروپای مرکزی هستند.

سگ‌های اصلی فیلم جزیره‌ی سگ‌ها (Isle of Dogs) نیز نام‌هایی مانند فرمانده(Chief)، پادشاه(Rex)، سلطان(King)، دوک(Duke) و رییس(Boss) دارند.

۷.

پیروی کاراکترهای وس اندرسون از مد لباس هیپستر ( hipster)

هواداران فیلم‌های وس اندرسون، از دیدن این همه جزییات زیبا درلباس‌های کاراکترها به هیجان می‌آیند. بعضی فیلم‌های وس اندرسون به دلیل سبک یونیک و یگانه‌ی فیلم‌سازی او و پرداخت کاملا آگاهانه به لباس‌های کاراکترهایش، حتی طراحان مد و لباس را هم وادار به تقدیر و تمجید کرده است. اندرسون گفتگوهایی با طرفداران لباس‌های پرطمطراق مدهای قدیمی و فعالان لباس‌های هنجار شکن و عجیب و غریب داشته است و در مورد لباس کاراکترهایش کلی تحقیق و بررسی انجام داده است.

هر یک از فیلم‌های زنده‌ی وس اندرسون طراحی لباس منحصر به فرد و مخصوصی دارد که با فیلم دیگر متفاوت است. طراح لباس چهار مورد از این فیلم‌ها، میلنا کانونرو (Milena Canonero) بوده است. این شاخص سازی در طراحی لباس تا آن‌جا پیش رفته است که فیلم خانواده‌ی اشرافی تننبام به خاطر نوع خاص طراحی لباس آن بسیار مورد توجه و تشویق منتقدان و دوستداران مد لباس قرار گرفته است. 

طراحان لباس این فیلم، الهامات یگانه و منحصر به فرد خود را در این فیلم از مد لباس دهه ۱۹۶۰ و همچنین پس زمینه‌ی کتاب فرانی و زویی (Franny and Zoey) نوشته‌ی جی دی سالینجر (JD Salinger) اقتباس کرده‌اند. طراحی لباس مارگو (Margo) و چاس (Chas) بعد از گذشت مدت زمانی طولانی از ساخت فیلم، هنوز هم مورد توجه و تقدیر طراحان لباس است.

۶.

استفاده از موسیقی متن گلچین شده

گاهی فیلمسازانی هستند که کار موسیقی متن فیلم خود را به آهنگ‌ساز فیلم می‌سپرند و کار آماده شده را تحویل می‌گیرند. ولی وس اندرسون مانند هر فیلمساز نابغه‌ای که سبکی متمایز در فیلمسازی دارد، سلیقه‌ی موسیقی منحصر به فرد خود را در فیلم‌هایش گنجانده است. به جز فیلم هتل بزرگ بوداپست، باقی فیلم‌های وس اندرسون موسیقی متنی التقاطی و گلچین شده دارند.

در فیلم منور (Bottle Rocket) برای اولین بار آهنگ ۲۰۰۰مرد (۲۰۰۰ Man) از رولینگ استونز (Rolling Stones ) و آهنگ دوباره تنها یا… (Alone Again Or) از گروه لاو (Love) استفاده شد. فیلم راشمور (Rushmore) ادای دینی بود به گروه موسیقی کینکز (Kinks). در دو صحنه‌ی نمادین و جاودانه‌ی فیلم خانواده‌ی اشرافی تننبام، دو قطعه موسیقی استفاده شد. یکی آهنگ همه (Everyone) اثر وان موریسون (Van Morrison) و یکی دیگر آهنگ این روزها (These Days) از نیکو (Nico).

در فیلم زندگی آبزی در صحنه‌ای احساسی و رمانتیک، آهنگ ” Starálfur ” اثر سیگور راس (Sigur Rós ) شنیده شد. و جوایزی که موسیقی متن  فیلم قلمرو طلوع ماه (Moonrise Kingdom) اثر آهنگساز معروف فیلم، بنجامین بریتن (Benjamin Britten) کسب کرد، بسیار قابل توجه بود.

این اتفاق در فیلم

۵.

شخصیت‌های دست و پا چلفتی و خل و چل

اندرسون همیشه از تیپ‌های ثابتی برای کاراکترهای همه فیلم‌هایش استفاده می‌کند. البته این شخصیت‌ها هر کدام خصوصیات منحصر به فرد خود را دارند. اندرسون برای جذاب شدن فیلم، روابط مریض‌گونه‌ای بین شخصیت‌های فیلم‌هایش به وجود می‌آورد، البته در نهایت هر کدام تصمیم نهایی خود را برای ادامه داستان می‌گیرند.

در فیلم منور (Bottle Rocket) این رابطه بین آنتونی (Anthony) و باب (Bob) در مقابل دیگنان (Dignan) برقرار بود. در فیلم راشمور (Rushmore) این موضوع بین مکس (Max) در مقابل آقای بلوم (Mr. Blume) وجود داشت. در فیلم خانواده ی اشرافی تننبام (The Royal Tenenbaums)، این موضوع بین رویال (Royal) و خانواده اش رایج بود. در فیلم دارجیلینگ با مسولیت محدود (The Darjeeling Limited) برادران ویت من (Whitman) با هم مشکل داشتند. و در فیلم قلمرو طلوع ماه (Moonrise Kingdom) سم (Sam) و سوزی (Suzie) با سرزمین نیو پنزانس (New Penzance) به مشکل برخورده بودند. پردازش کاراکترها به گونه‌ای است که بیننده به راحتی می‌تواند مشکلات موجود در روابط شخصیت‌ها را درک کند.

۴.

بازیگوشی با حرکات دوربین

چیزی که در فیلم‌های اندرسون بیشتر به چشم می‌آید حرکات بازیگوشانه‌ی دوربین است. این کار باعث می‌شود که روایت داستان جالب‌تر بیان شود. اندرسون از طریق حرکت‌های شیطنت آمیز دوربین، سطح روایی داستان را افزایش می‌دهد، لحن داستان را تبدیل به کیفیتی قابل مشاهده و دیداری می‌کند، و در کاراکترهایش چیزی قابل روایت برای ادامه داستان پیدا می‌کند.

برای همین است که در هر فیلمی که اندرسون ساخته است، صحنه‌های زیادی وجود دارند که زاویه دوربین از بالای سر کاراکترها و اشیا است. برای شدت بخشیدن به موقعیت و یا درشت نمایی جزییات صحنه، دوربین در فیلم‌های وس اندرسون، گاهی دوربین روی اشیا و یا کاراکترها زوم می‌کند یا برعکس، نمای کلی و وسیعی را می‌گیرد.

 گاهی به ضرورت ایجاد طنز یا به طور کلی برای پیشبرد داستان، دوربین روی حرکات کاراکترها تاکید بیشتری می‌کند. او حتی برای نمایش ویژگی‌های اصلی هر شخصیت، نماهای متوسطی (نه خیلی دور و نه خیلی نزدیک) از شخصیت‌ها می‌گیرد. مانند سکانس آغازین فیلم خانواده‌ی اشرافی تننبام.

۳.

چیدمان متقارن صحنه‌های فیلم

یکی از ویژگی‌های اندرسون که تقریبا همه متوجه آن شده‌اند، وسواس تقارن است. گرایش بیش از حد او به ایده‌آل از آب درآمدن کار باعث می‌شود که اندرسون به عنوان نویسنده، جزییات هر صحنه را با دقت و ظرافت بنویسد و در حین ساخت هم به اصل جزییاتی که در داستان آمده وفادار باشد. تنها تعداد کمی فیلمساز در دنیا هستند که مانند اندرسون، می‌توانند در داستان سرایی این خط فکری خاص و ویژه را داشته باشند و دنبال کنند. فارغ از بحث در مورد لزوم تقارن در صحنه‌های فیلم، داستان سرایی های اندرسون مانند ورق زدن کتاب داستانی است که مانند یک سیستم بسته خودش خودش را تعریف می‌کند.

اصرار او برای ایجاد زیبایی‌شناسی سینمایی از طریق تقارن، در فیلم راشمور در صحنه‌های مربوط به ایجاد باشگاه‌های تخصصی فوق برنامه در آکادمی راشمور، در زندگی آبزی در صحنه‌های زیر آب، در فیلم قلمرو طلوع ماه در اولین صحنه‌ای که سوزی و سم یکدیگر را ملاقات می‌کنند، بیش از سایر صحنه‌ها به چشم می آید.

۲.

ایجاد طنز با صورت‌های سنگی و بدون احساسات

اندرسون سلیقه‌ی طنزی خاص و منحصر به فرد دارد. در فیلم‌های او شوخی‌های بدنی و شیرین‌کاری‌های دیداری و تصویری، کمدی سیاهی را می‌سازند. برای همین دیگر نیازی به انتقال هیجانات و عواطف از طریق ایجاد آن در چهره‌ی بازیگران نیست و صورت بازیگران فیلم تا آن‌جا که امکان دارد سنگی و کاملا بدون احساسات است. در فیلم‌های اندرسون همه‌ی کاراکترها در یک سطح هستند و کسی از دیگری درخشان‌تر یا در جایگاه بالاتر و رساتری نیست. 

همه بازیگران شوخی‌های خود را با چهره‌ای صاف و مستقیم به نمایش می‌گذارند. محتوای فیلم های اندرسون بسیار سنگین هستند و در آن دائم راجع به مرگ، اگزیستانسیالیسم (چرایی وجود)، اختلافات خانوادگی عمیق و همچنین طبیعت انسان صحبت می‌شود. از این رو این صورت‌های سنگی و غم‌های عمیق موجود در چهره‌ی بازیگران، با تم فیلم‌ها کاملا در هماهنگی بین فرم و محتوا هستند.

این موضوع را می‌توان در فیلم هتل بزرگ بوداپست بیشتر به چشم دید. آن‌جا که موسیو گوستاو (Monsieur Gustave) مونولوگ خود را در بیان “ضعیف شدن قدرت تمدن” قرائت می‌کند. این مونولوگ ابتدا خیلی شیک و با دکلمه شروع می‌شود و سر آخر کار به فحاشی می‌کشد که طنزی جالب دارد.

۱.

روابط پدر و فرزندی

جدای از زیبایی شناسی تصویری فیلم‌های اندرسون، چیزی که در همه نقدها نادیده گرفته شده است، جزییات ظریفی‌ست که در روابط بین پدران با فرزندان نانتی‌شان وجود دارد. شخصیت‌های اصلی فیلم‌های اندرسون همگی در صدد رسیدن به هدفی بسیار پنهان و ناخوداگاه هستند و آن هم برقراری ارتباط آدم‌های داستان با کسانی‌ست که در رابطه‌ی پدر و فرزندی بین‌شان اخلالی ایجاد شده است.

 

این نکته در فیلم‌های زیر بین کاراکترهای فیلم‌ها وجود دارد:

  1. در فیلم راشمور، بین آقای بلوم (Mr. Blume) و مکس (Max)
  2. در فیلم خانواده ی اشرافی تننبام بین رویال (Royal) و چاس (Chas) / ریچی (Richie) / مارگو (Margot)
  3. در زندگی آبزی بین استیو زیسو (Steve Zissou) و نِد (Ned)
  4. در آقای فاکس شگفت انگیز بین آقای فاکس (Mr. Fox) و اَش (Ash)
  5. در قلمرو طلوع ماه بین کاپیتان شارپ (Captain Sharp) و سَم (Sam)
  6.  در هتل بزرگ بوداپست بین آقای گوستاو (Mr. Gustav) و زیرو (Zero)
  7. در جزیره‌ی سگ‌ها بین شِف (Chief) و آتاری (Atari)

در انتهای برخی فیلم‌ها، بالاخره کاراکترها موفق به اصلاح رابطه پدر و فرزندی می‌شوند، ولی در بعضی موارد هم این رابطه خراب‌تر از قبل می‌شود و به طور کلی از دست می‌رود. نکته مهم این است که بالاخره این کار انجام می‌شود و برای اصلاح رابطه تلاشی صورت می‌گیرد. این یکی از ابزارهای داستان سرایی وس اندرسون است.

شبکه‌ی ایستانما

در بزرگترین شبکه اجتماعی استاپ موشن ایران عضو شوید... عضویت در پیج اینستاگرام

مطالب پیشنهادی:

قوانین ارسال دیدگاه در ایستانما

  • چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد و در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران نگنجد، در شبکه ایستانما تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد. در صورت تمایل به درج تبلیغات از طریق گزینه ارتباط با ما اقدام نمایید.
  • چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.

  1. mohammad گفته؛
    21:44 1399/12/13

    .kheyli maghale khafani bood . khaste nabashid

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لینک کوتاه:
0